عـناوین مطا لب تازه

رئیس جمهور و تهدید بستن تنگه هرمز «خوب است ظریف با خواجه نصیر آشنا شود..»

نویسنده: صادق ملکی، کارشناس مسائل سیاسی و بین المللی

دیپلماسی ایرانی: مسیر پرفراز و نشیب سیاست، تنها تامین منافع، هدف ماندگار کشورهاست. شرایط امروز ایران، شرایط حمله صدام  به ایران نیست، اما نه مردم ایران، مردم دیروزند و نه امریکا، عراق است.
با برجام، سایه جنگ از کشور دور شد، خروج امریکا از برجام، نباید به بازگشت جنگ منجر شود. مدافعان مذاکره نه عامل و نه مرعرب تهدیدات امریکااند. بسیاری از آنان جنگ را زیسته و برای پیوستن به دوستانی که زیر خروارها خاک خفته اند نه آماده، بلکه لحظه شماری می کنند. درعرصه سیاست و روابط بین الملل و به هنگام بروز بحران ها، مدیریت عبور از بحران و رسم کشور داری،  تنها منحصر به  نگاه عاشورایی نیست. کربلا قطعه ای از جغرافیای سیال و حماسه ای است که در عین شکوه، یک تراژدی است، لذا در ناهمواری های سخت  سیاست، می توان به حدبییه و روش امامانی چون علی (ع)، حسن (ع) و رضا (ع) نیز اقتدا کرد.
اظهارات روحانی مبنی بر اینکه معنا ندارد نفت ایران صادر نشود و نفت منطقه صادر شود، یک تهدید است. تهدید در کسوت رئیس جمهور، اگر قابلیت عمل نداشته باشد نه تنها به  تحقیری ملی می انجامد، بلکه دشمنان ضعیف را نیز جری می کند. بخش مهمی از هوشمندی رهبران در غلبه عقلانیت آنان بر احساس تجلی می کند. اینکه در مقطعی حساس و سفری خارجی، مخاطبانی در  داخل هدف اظهارات رئیس جمهور باشد، نمی تواند توجیه کننده زیان هایی باشد که باخرسندی دشمنان نیز همراه شده است. بخش مهمی از منطق تداوم مذاکرات و ماندن در برجام، تاکید ایران بر صلح خواهی و پایان بخشیدن به ایران هراسی است. در عین حال و به عنوان ایران ضمن تلاش برای حفظ  مسیر تعامل، در بن بست های آخر که با درایت می شود به آن نرسید، برای هر راهبردی (که نمی بایست گفت) باید آماده بود. اما در نگاه کلی ما آمده ایم زندگی کنیم، نه اینکه بمیریم. هدف رهبران صحنه سیاست بکارگیری راهبرد عزت، حکمت و مصلحت برای زیستن است، و الا انتخاب راه مرگ و تخریب دشوار نیست.
اگر صحنه سیاست را احساسی و عوام زده کنیم راه را بر عقلانیت بسته ایم. کسی نمی خواهد جبهه را ترک کند. جبهه تنها، میدان جنگ گرم نیست. راه کارهای مبارزه بسیارند. نباید به پای خود شلیک کرد. بستن تنگه هرمز یک خودزنی است. نه مردم، نه اوضاع اقتصادی و نه صحنه سیاست تحمل و ظرفیت درگیریی به وسعت تبعات بستن تنگه هرمز را ندارند. رهبران سیاسی نباید از ادبیات سلحشوانه نظامی سود جویند. اظهارات حماسه ای اگرچه نوازشگر احساسند اما غالبا به آزار عقل می انجامند. بوش می گفت “یا با مائید یا علیه ما” و امروز ما می گوییم “یا نفت را از ما می خرید و یا اگر تضمین خرید نیست برای دیگران نیز نباید باشد.” ما ظاهرا در استراتژی افزایش دشمن، استاد شده ایم. تهدید بستن تنگه هرمز که چندان قابلیت اجرا نداشته اما هزینه های بسیاری دارد، بر چه منطقی استوار است. عدم فروش نفت حاصل ناامن کردن مسیر ترانزیت آن نبوده بلکه بخاطر تحریم امریکا است. ما تحریم شده و نفت را از ما نمی خرند، پس چرا باید دیگرانی که چندان در عدم این خرید دخیل نیستند، شریک روابط خصمانه تهران-واشگتن باشند.
دقت کنیم هنوز تحریم ها آغاز نشده، کشور مواجه با انبوه مشکلات و شرایط سخت و بحرانی شده است. بیندیشیم اگر به سوی جنگ برویم، چه خواهد شد. امروز تلخی پذیرش برخی از واقعیت هایی که از ظرفیت تغییر آن برخودار نیستیم می تواند رهنمون خروج از شکستی سنگین تر در آینده باشد. از خود تحقیری و خود شیفتگی رهایی یافته و گام هایمان را متوازن با قدرتمان برداریم. امید به دور دست ها را کم و پیوند بیشتری به نزدیک داشته باشیم. فصل جنگ های نامتقارن پایان یافته است. دوستان دریافت کننده کمک، در روزهای سخت، بقای خود را به بقای ما پیوند نخواهند داد.
دیروز سوریه و یمن کجا بودند و امروز کجا هستند. شرایط کلنگی  سوریه و سرزمین ویران یمن با ایران مواجهه شده با حمله مغولان تفاوت چندانی ندارد. اگر این پیروزیست، دیگر نباید نوشت و تحلیل کرد.
فرصت ندهیم آنانی که سال هاست خاورمیانه را در تور داعش گرفتارکرده و از همه گرفته اند باز در بازی دیگری، از ما بگیرند. تهدیدات ترامپ را فرصتی دیده ضمن مدیریت گریز از گسترش دامنه بحران، به اصلاح ساختارهایی بپردازیم که بخش مهمی از آنها با تهدیدات تحریم، نمایان شده است. تحریم آغاز نشده برخی به تقسیم غنایم پرداخته اند، وای به روزی که دلال های تحریم وارد میدان شوند. نباید به بهانه تحریم، با امنیتی کردن فضای اقتصادی و اجتماعی ایران از شفافیت که لازمه جامعه سالم است دور شد.
فارغ از شرایط سخت امروز، در وضعیت عادی نیز هیچ کس به امریکا باور و به اروپا اعتماد ندارد. همه می دانیم که راه خروج از بحران امروز فقط و فقط با تکیه به مردمی است که نه شعار بلکه به عمل  واقعی نظام توجه دارند.
ترامپ تبلور تهدید و عمل است. اگر اعتقاد داریم ترامپ رفتنی و امریکا ماندنی است باید راهی یافت که در بازه زمانی رفتن ترامپ، ایران آسیب ندیده و ماندنی تر از همشیه بماند. سفر آخرت خود را، آخرت ایران نکنیم. کفتارها در کمین ایران نشسته اند. خوب است ظریف با خواجه نصیر آشنا شود.

دیپلوماسی ایرانی: http://irdiplomacy.ir/fa/news/1977650/رئیس-جمهور-و-تهدید-بستن-تنگه-هرمز

درباره‌ی سـلیمی

نویسنده و مترجم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*