33روز رجم شیطان.! – صــــلاح الـــدّین.نــت
قالب وردپرس افزونه وردپرس
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / دانش و اندیشه / 33روز رجم شیطان.!

33روز رجم شیطان.!

پیامد های محلی، منطقه ای و بین المللی:

نویسنده:عبدالعزیزسلیمی

33 روز رجم شیطان.

در پروسه شکل گیری نظام های نوین سیاسی _صرفنظر از مشروعیت و مقبولیت یا عدم آن _ اشکال و صورت های متفاوتی مانند: کسب استقلال از طریق مبارزه مسلحانه ، اجرای انتخابات آزاد ، تهاجم  قدرتی خارجی و اشغال یک کشور و تشکیل حکومتی از گروه های حامی اشغالگران، کودتای نظامی و یا انقلاب و شورش عمومی وجود دارند، که به دنبال آن حکومت به معنای امروزی با ساختاری شبیه به یکدیگر شکل می گیرد، و بعد  از آن رئیس جمهور یا نخست وزیر در باره تعیین وزرا با جهات مختلف به بررسی و رایزنی می پردازد که یکی از وزارتخانه های آن وزارت دفاع و یکی از ارگانهایش  ارتش و نیرو های نظامی است.

 عبدالعزیز سلیمی

اما در تاریخ معاصر از این قاعده یک حالت شاذ و استثنا هم وجود دارد و آن این است که گروه هایی تروریستی برپایه باورهایی متعصبانه و نژادپرستانه با  حمایت قدرت های سیاسی و نظامی  و در جهت ادامه استعمارگری نوین خود،  سرزمینی را که متعلق به دیگران است  اشغال و با بهره گیری از کشتار و ترور ساکنین اصلی آن  را آواره و همان گروه های تروریستی در میهن متعلق به دیگران  ارتشی را سازماندهی کنند و از همان تروریست ها یی که اکنون به صورت ارتشی در آمده اند دولت و حکومتی را تشکیل بدهند و با رنگ وروی  دمکراسی و نمایش های انتخاباتی با حمایت سازمان های بین المللی به حکومت غاصبانه  خود ادامه بدهند و این مورد در عصر حاضر  تنها در باره  اسرائیل صدق می کند و بس. که متاسفان بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان از تمامی اهرم هایی که در اختیار دارد برای حفظ برتری علمی ، سیاسی و نظامی آن بهره می گیرد.!

 آنان كه سيره سياه صهيونيسم را مورد بررسی قرار داده و با باور هاي برگرفته از تورات و تلمود تحريف شده آشنا هستند درباره ي نگاه نژاد پرستانه و خوي خونريزي  و ويرانگري صهيونيست ها ترديدي در دل ندارند.

رژيمي كه  سیاست های خود را بر پايه ي تروريسم سازمان يافته و قتل و كشتار هاي دسته جمعي غير يهوديان و عدم پایبندی به تمامی قوانین و مقررات زمینی و آسمانی به حيات پر از جرم و جنايت خويش ادامه مي دهد. دولتي كه بر پایه تمامي معيار هاي ديني، اخلاقي و قانوني نماد بارز ابليس، طاغوت، فرعون  ، نژاد پرستی و نسل کشی  است  و عملا تهدیدی جدی برای صلح و امنیت جهانی به شمار می آید تا جایی که  بر پایه آمارگیری رسمی اتحادیه اروپا    بیش از 0/65 مردم آن قاره اسرائیل را خطری جدی برای صلح و امنیت جهانی به شمار می آورند.

عمليات وعده صادق

همه شواهد از این واقعیت حکایت می کند که نشست مخفيانه وزراي خارجه ي مصر، سعودي، اردن و نخست وزير لبنان با حضور سفير آمريكا در بيروت _ پيش از تهاجم اسرائيل_ با هدف هماهنگي های لازم و تقسيم كار ميان آن كشور ها براي اجراي طرح خلع سلاح مقاومت اسلامی صورت گرفت، و سفير آمريكا تصميمات اتخاذ شده دولتش را به اطلاع وزراي خارجه آن  چهار كشور رسانيد و بر روي اهميت ادامه ي فشار نظامي اسرائيل، فعاليت هاي سياسي آمريكا در سازمان ملل و نقش منطقه اي دولت هاي مصر، اردن و عربستان تأكيد نمود.(1)

        مقاومت اسلامی نیز با توجه به بررسی های همه جانبه و حساب شده  یکی ازپايگاه هاي نظامي رژيم اشغالگر اسرائيل را در «كفر سالم» مورد تهاجم قرار داد که منجر به كشته شدن 7 و زخمي گردیدن 17 و به اسارت در آمدن دو نظامي اسرائیلی گردید.

این اقدام که با هدف اولیه آزاد سازي اسراي لبنانی موجود در آن كشور صورت گرفت بر اساس  تمامي موازين و معيار هاي حقوق بين المللي و شرایع آسماني و خرد آزاد بشری اقدامي مشروع و توجيه پذيربوده و پیشتر  بار ها چنان اقداماتي توسط مقاومت اسلامي لبنان صورت گرفته و پس از مدتي غير مستقيم عمليات تبادل اسرا انجام گرفته بود. 

 مقاومت اسلامي به خوبي مي دانست كه دولت اسرائيل در برابر آن اهانت و تحقير بزرگ سكوت نمي كند و براي اظهار قدرت نظامي و اطلاعاتي خود در برابر مردم اسرائيل و ارعاب مردم منطقه عمليات گسترده اي را در جنوب لبنان آغاز خواهد كرد، اين  اقدام از نگاه بسیاری از صاحب نظران به نفع حزب الله  بود، زيرا زمان و مكان رويارويی را خود مقاومت انتخاب می کرد.

اما اين بار دولت های آمریکا ، اسرائیل و انگلیس با طرحی از پيش برنامه ريزي شده و با بکارگیری  دولت های مصر، سعودي و اردن در جهت خلع سلاح حركت مقاومت اسلامي حماس و مقاومت اسلامي لبنان و بستر سازي براي ايجاد خاورمیانه ي جديد ، به اسارت در آمدن دونظامی و كشته شدن تعدادي ديگر را  براي وارد شدن به مرحله ي اجرايی طرحی از پیش آماده بهانه کرد و ارتش اسرائیل از هوا ، دريا و زمين جنوب لبنان را مورد تهاجم قرار داد.

 تمامي تحليل ها و پيش بيني هاي آمريكا و دولت هاي وابسته اش اين بود كه در عرض يك هفته عمليات نظامي و رسيدن ارتش اسرائيل  به رود ليطاني در 15 تا 20 كيلومتري عمق خاك لبنان و فشار هاي سياسي و تأكيد بر روي اجرای قطعنامه 1597 و صدور قطعنامه اي تازه در مورد ضرورت خلع سلاح  كار  حزب الله تمام شده  است.

اما شكست هاي پي در پي ارتش افسانه اي اسرائيل در جنوب لبنان و تلفات سنگين واحد هاي ويژه و زبده «گولاني» در “عيت الشعب” و “بنت جبيل” و منهدم شدن تعداد زيادي از نسل چهارم تانك هاي پيشرفته ميركاوا تمامي نقشه هاي آنان را نقش بر آب نمود و واصرار خانم رایس نیز مبنی بر ادامه جنگ تا آزاد شدن دو نظامی اسرائیلی و ارسال بمب های هوشمند توسط آمریکا از طریق انگلیس کارساز واقع نشد.

 حامیان حزب الله: 

 محور سوریه ، ایران و مقاومت اسلامي به درستي از ميزان نفرت مردم عرب و مسلمان از دولتهاي آمريكا، انگليس و اسرائيل و پاره اي از دولتهاي شيطان پرست منطقه با خبرند و مي دانند كه رويارويي با اسرائيل زمينه را براي حمايت هر چه بيشتر مردمي از آنان فراهم مي گرداند.

از طرف دیگر با خلع سلاح حزب الله  و حاکم گردانیدن همه جانبه لیبرالیسم و غرب پرستی مورد حمایت آمریکا و سعودی ها بر کشور لبنان ، کمربند بزرگ امنیتی اسرائیل تا حدود زیادی کامل می شود و بعد از آن با وارد کردن فشارهای سیاسی و اقتصادی  بر سوریه آن کشور را در برابر دو گزینه جنگ یا تن دادن به سازش و دیکته های آمریکا و اسرائیل قرار می دهند.

 اما پرواز هواپيماهاي نظامي اسرائيلي بر فراز كاخ بشار اسد فشار هاي بين المللي بر سوريه ،در انزوا قرار گرفتن آن کشور توسط دولت های : مصر ، اردن ، سعودی  و آمریکا ، دولتی که شبح ترور حریری همچنان دست از سر آن برنداشته است، فضایش را براي حمايت هرچه بيشتر از حزب الله فراهم نموده بود.

موضوع پرونده ي اتمي ايران و فشار هاي فزاينده غرب و تهديد آمريكا به سپردن پرونده ي اتميش به شوراي امنيت نیز اقدامی پیشگیرانه را ضروری می نمود.

عملیات نظامي وعده صادق توسط حزب الله را پيغامي رسا از طرف جمهوري اسلامي ايران به غربي ها به ويژه آمريكا و انگليس مي توان قلمداد كرد، پیغامی  بدين مضمون كه برگ برنده اي مهم مانند حزب الله لبنان را در اختيار دارند كه مي تواند نور چشمی ايشان يعني رژيم صهيونيستي را آماج حملات سخت نظامي قرار بدهد و خواب های بسیاری را که برای ایجاد خاورمیانه جدید دیده اند به سختی آشفته نماید. 

 از طرفی بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی و سران حزب الله لبنان به خوبي مي دانند كه همكاري نظامي ، سياسي و اطلاعاتي تعدادي از احزاب عراقي با شيطان بزرگ تا حدود زيادي به حيثيت و اعتبار تشيع صدمه وارد کرده و سبب تحريك بسياري از مردم اهل سنت و بهانه ای برای فریبکاری برخی از حکام عرب مبنی بر خطر تشکیل هلال شیعی در خاورمیانه شده است.

– حزب الله لبنان به رهبري حسن نصرالله و رهبر معنوي آن علامه حسين فضل الله همچون حركت هاي اصيل اسلامي در دنياي اهل سنت به درستي دريافته اند، كه نه تنها همكاري با آمريكا و اسرائيل و دولت هاي عامل آن ها با اصول و موازين توحيد و يكتا پرستي همخوانی  ندارد و درست با اهداف انبياء الهي در تضاد است، بلكه سكوت در مقابل قلدری ها و قانون شکنی های آن ها از روحيه  جهاد، مقاومت و غيرت اسلامي به دور است و همكاري ها ی پاره اي از شخصیات و احزاب سني و شيعي در افغانستان و عراق و … با شيطان بزرگ در تقابل با اصول و ارزش های ایمانی قرار دارد و آنانی که عالما و عامدا با دشمنان اسلام همکاری نظامی و اطلاعاتی می نمایند و ولاء ایشان را بر ولاء اهل ایمان ترجیح می دهند، به نفاق و گمراهی بسيار مدرنی دچار شده اند كه با نفاق وگمراهی عصر جاهليت به هيچوجه قابل مقايسه نيست.  

دست آورد هاي منطقه ای و بین المللی پیروزی مقاومت

 علي رغم ويراني ها و كشتار هاي گسترده در لبنان ، فلسطين ، عراق و افغانستان توسط مدعيان دمكراسي و دادگری و حقوق بشر، شكي نيست که  مقاومت در برابر آن ها دست آورد ها و درس و عبرت هاي بسياري را به دنبال داشته است که اشاره به چند مورد از آنها كافي به نظر می رسد:

1- پس از پايان پيروزمندانه مقاومت اسلامي جنوب لبنان و ناتواني اسرائيل در شكست و خلع سلاح حزب الله بسياري از گروه ها به ويژه حريري هایی  که همراه با برخی از گرو ه های مسیحی و دروزی اکثریت مجلس و دولت را در اختیار دارند و بسياري ديگر  در موضع گيري ها ی قبلي خود مبني بر ضرورت خلع سلاح آن حركت ناچار به تجديد نظر خواهند شد.

2-رهبران حزب الله در شرايط جدید راضي به خلع سلاح خود نخواهند بود، زيرا بلافاصله پس از خلع سلاح و با توجه به اينكه  از نظر اسرائيل و غربي ها مقاومت در فلسطین ، لبنان و عراق و افغانستان اقداماتی  تروريستي است، با صدور قطعنامه اي خواهان محاكمه ي رهبران سیاسی و نظامی مقاومت مي شوند و بعید نيست بسياري از آنان را به زندان گوانتانامو منتقل و در كنار هوا داران سازمان القاعده در بند بكشند.

به هر حال ناتواني آمريكا و اسرائيل و هم پيمانان آنان در خلع سلاح مقاومت اسلامي برگ برنده بسياري را در اختيار مقاومت و كشور ها و دولت هاي حامي آنان قرار داد است.

3- ناكام گذاشتن طرح و برنامه هاي دولت هاي اشغالگر و تماميت خواه و سرمست از بوي نفت و دولت هاي ليبرال و سكولار  عامل آنها در افغانستان، عراق و لبنان.

4- اراده ي سياسي مقاومت اسلامي به ويژه در لبنان و فلسطين دولت هاي وابسته به دشمنان را در حالت انفعالي قرار داده و ماهيت بردگي و شيطان پرستي آنان را بيش از گذشته براي جهانيان به ويژه مردم منطقه روشن گردانيده است.

5-  دشمنان را بيش از گذشته متوجه نمود كه حمايتشان از اسرائيل و دولت هاي ديكتاتــوري منطقه به ويژه شركاي نفتي شان موجـي گسترده از نفرت را در ميان مردم مسلمان و آزاد انديشان جهان به وجود آورده و تمامي تبليغاتشان را از طريق امپراطـوري رسانه اي خود و ليبرال و سـكولار هاي سر سپرده مبني بر گسترش دمـكراسي در منطقه كارسـاز نبوده است.

6- شكست تابو و افسانه شكست ناپذيري ارتش اسرائيل، ارتشي كه به تمامي انواع هواپيما ها ، تانك ها و موشك های پیشرفته و وسايل الكترونيكي و ماهواره هاي جاسوسي مجهز است، در برابر مقاومت مجاهدين تلفات بسياري را كه در تاريخ جنگ ها و توسعه طلبي هاي آن رژيم بي سابقه بوده متحمل شد  و عملا زمينگير گرديد، اما با توجه به  خوي ددمنشي از طريق بمباران مراكز غير نظامـي و كشتن زنان و كودكان  خواست بـر شكست در جبهه زميني اش سرپـوش بگذارد.

7- ايجاد شكاف هر چه بيشتر ميان مردم اسرائيل و احزاب اسرائيلي از يك طرف و ارتش و مردم از طرف ديگر و زير سؤال رفتن تمامي ادعاهاي نظاميان اسرائيل درباره ي افسانه ي شكست ناپذيري ارتش.

9- تقويت  همگرایي و هماهنگی ميان گروه ها و جماعت هاي اسلامي و ملي مخالف با قلدري و تماميت خواهي آمريكا و اسرائيل و دولت هاي هم پيمان با آنان كه مي توان به اعلام آمادگي محمد مهدي عاكف رهبر حركت جهاني اخوان المسلمين براي ارسال ده هزار نيروي مسلح در جهت رويارويي با اسرائيل نام برد. همچنين دفاع حسن نصرالله از مقاومت عراق و افغانستان در برابر اشغالگران و اعلام حمايت دكتر ايمن ظواهري نفر دوم سازمان القاعده از مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين مي تواند قاعده ي مهمي براي تعامل بهتر میان مجاهدین در میادین مختلف نظامی و سیاسی باشد.

10- مبارزه ي نظامي سياسي و فرهنگي با فرعون ها و طواغيت و دجال هاي عصر حاضر مي تواند، وجه مشترك در ميان گرايش ها و مذاهب مختلف اعم از سني،شيعي ، ملي و مذهبي باشد، و همين را مي توان ميزان و محكي براي صداقت، عدم صداقت دولت ها، احزاب و گروه ها بر شمرد و آنان را در میان انتخاب یکی از دو گزینه:

( ولاء اهل اسلام) و احرار و آزادیخواهان  و (ولاء صليبي ها و صهيونيست ها) و خودباختگان و بی هویت ها،  قرار داد.

11- موضعگيري حكومت هاي عربي و اسلامي در برابر مقاومت لبنان، فلسطين، عراق و افغانستان به شفاف تر شدن بيش از پيش ماهيت آنان كمك نمود، زيرا موضع گيري هاي مثبت  و مسئولانه علي عبدالله صالح رئيس جمهور يمن، عمر بشير رئيس جمهور سودان و  شیخ حمد بن خلیفه امیر محترم قطر ،  همچنین رویارویی سياسي شيخ حمد بن جاسم وزير خارجه ي آن کشوردر سازمان ملل با نماينده ي رژيم صهيونيستي از يك طرف و متهم شدن مقاومت لبنان به ماجراجويي توسط سران دولت های  مصر، سعودي، کویت و اردن (که بسیاری از ناظران سیاسی این دولت ها را  حکومت هایی مستقل نمی دانند، بلکه  آنها را بخشی از سازمان سیا ، پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا به شمار می آورند)  يكي از دست آورد هاي مهم مقاومت بوده است.

فتاوای شخصيات و مؤسسات اسلامی:

فتواي منتسب به شیخ عبدالله بن جبرين یکی از فقهای سعوی مبني بر تحريم حمايت اهل سنت از حزب الله اهل تشيع داراي بازتابي گسترده بود که بسياري از مراقبين آن فتوا را چيزي شبیه به فتواي تحريم مقاومت در برابرآمریکایی ها توسط یکی از مراجع عراقي به شمار  مي آورند.

درباره ي آن فتوا چند احتمال وجود داشت، يك احتمال این بود كه: عبدالله بن جبرين تحت فشار تعدادي از شاهزادگان سعودی چنان فتوايي را صادر نموده باشد، احتمال دوم این است که شيخ از تعصبي خشك و غير منطقي نسبت به شيعه رنج مي برد و صرف نظر از طيف ها و گرايش هاي متفاوتشان همه ي آنان را مشرك و منافق به شمار مي آورد. احتمال اخیر این است که  آن فتاوا اساساً به حزب الله لبنان و رویاروی اخیر با اسرائیل ارتباطي نداشته است.

پس از بررسي هاي لازم و جستجو در سايت ها و منابع خبري معلوم گرديد كه گزينه ي سوم صحت داشته و آن فتوا در سال 2002 ميلادي مصادف با 1423 هجري قمري صادر شده و با غُلات شيعه اي در ارتباط بوده كه:  به اصحاب رسول خدا اهانت و اهل سنت را  نامسلمان و قرآن را تحريف شده مي دانند. و در روزهای آغازین جنگ لبنان برخي از شاگردان متعصب شیخ آن فتوا را بدون اطلاعش در سايت او قرار داده اند.

شيخ عبدالله بن جبرين بعد از اطلاع از اقدام ايشان توضيحي را بدين مضمون در اختيار خبرگزاري ها نهاد و در سايت  اونيز قرار داده  شدكه:

«حزب الله همان هايي هستند كه در لبنان و ديگر ممالك اسلامي ازدين خداوند و مردم مسلمان حمايت مي كنند. ما ايشان را دوست مي داريم و به مقاومت هر چه بيشتر تشويقشان مي نماييم. در اين شرايط لازم است، مقابله با تجاوزگري هاي اسرائيل به لبنان و فلسطين را در اولويت قرار دهيم و در برابر آن فتنه شيطاني كه اسلام را هدف قرار داده ايستادگي نماييم!»(2)

اگر فتواي ابن جبرين و ديگر فتاوای دشمن پسند فقهاي حامی حكومتها و اشغالگران واقعیت داشته باشد، خوب است آن گونه فقیهان به پرسش ها و ابهام های زير نيز پاسخ بدهند:

الف: حكم شرعي فروش چند ميليون بشكه اي نفت ، عقد قراردادهاي  دهها ميلياردي نظامي و اقتصادي  برخی از حاکمان عرب با آمريكا و انگليس كه دشمني خود  را با اسلام و مسلمانان در موضعگيري ها و عملكرد های خود انكار نمي كنند، چيست؟

ب- اگر حمايت از  حزب الله به دليل شيعي بودن حرام است، چرا حاکمان سعودی را به سبب كمك 100 ميليون دلاری به حكومت مورد حمايت صليبي ها در عراق  مورد بازخواست قرار نمی دهند.؟

ج- چرا  ازحكومت های سعودی و کویت نمی پرسند که به چه سبب بارها از سران برخي از احزاب  موالي با شيطان بزرگ در عراق به گرمي استقبال نموده و با ايشان در سركوبي مقاومت مشروع و مورد تایید قوانین بین المللی در برابر اشغالگران،همكاري اطلاعاتي مي نمايند و از نظر سياسي حمايتشان مي كنند، اما تا كنون به رهبران حزب اسلامي و هيئت علماي مسلمین اجازه ديدار رسمي و سياسي از عربستان  را نداده اند؟

اتحاد جهاني علماي مسلمين

اتحاد جهاني علماي مسلمين كه رياست آن را استاد دكتر قرضاوي بر عهده دارد و صد ها نفر از عالمان ، اندیشمندان و کارشناسان كشور هاي مختلف  اسلامی و اقلیت های مسلمان در دیگر کشورها در آن عضویت دارند از تمامي مسلمانان در همه ي ممالك اسلامي و غير اسلامي خواست كه از مقاومت مردم لبنان و فلسطين حمايت كنند. اين بيانيه كه از طرف دكتر سليم العواء انديشمند و حقوقدان مشهور مصري و دبير كل اتحاد علماء در اختيار رسانه ها قرار گرفته از مقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين تجليل شده و آن را حق مشروعی برشمرده كه شرايع آسماني و قوانين بين المللي مانند قانون بين المللي ژنو و قطعنامه هاي سازمان ملل  آن را مورد تأييد قرار مي دهند.

اخوان المسلمين

نهضت جهاني اخوان المسلمين طي بيانيه اي موضعگيري خود را در مورد مقاومت اسلامي چنين بيان نمود كه :

« حمايت از مقاومت در برابر دشمن صهيونيستي اسراييل بر همه مسلمانان واجب است ، اين مقاومت مقاومتي است مشروع كه تمامي قوانين و معاهدات و اعراف بين المللي و تجارب ملت ها آن را به رسميت مي شناسند.»

در اين بيانيه همچنين آمده است:

« برنامه هاي استعماري آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه تمامي اصول و مقدسات و هويت اسلامي را هدف قرار داده و سستي و دلبستگي و وابستگي برخی ازحكام عرب زمينه را براي اجراي آن طرح و برنامه ها بيش از پيش فراهم نموده است .»

از طرف ديگر تعدادي از علماي بارز عربستان از جمله دكتر عائض قرني، دكتر سلمان بن فهد وشیخ سفر الحوالي خواستار يكپارچگي تمامي مسلمانان در برابر دشمن مشترك بشريت يعني اسراييل گرديدند.»

شيخ عبدالمجيد زنداني رئيس دانشگاه «الايمان» و عضو پارلمان يمن خواستار بسيج عمومي و سرباز گيري در جهت حمايت از مردم لبنان و فلسطين شد.  به گزارش پايگاه اينترنتي « يمن نيوز» شيخ زنداني از پايمردي و مقاومت قهرمانانه حزب الله در برابر تجاوزگريهای رژيم صهيونيستي تجليل و قدرداني نموده است.

دكتر يوسف قرضاوي رئيس « اتحاد جهاني علماي مسلمين» در مصاحبه با روزنامه « الوفد» مصر مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين را جهاد مشروع و  و پیروان ائمه اهل البیت را بخشي از امّت اسلامي دانست و مردم مسلمان را به حمايت همه جانبه از مقاومت اسلامي  لبنان فرا خواند. “

ناکامی های  صهیونیست ها:

بخشی ازناكاميهای تاریخی صهيونيست ها در دستيابي به اهداف سیاسی و نظامی از پيش اعلام شده خويش  در موارد زير خلاصه مي شود:

1- تلاش گسترده براي ايجاد فتنه مذهبي و سياسي در لبنان به سبك عراق كه با هوشياري و درايت رهبران فكري و سياسي حزب الله به ويژه علامه محمد حسين فضل الله و سيد حسن نصر الله، شیخ  فيصل مولوي امير جماعت اسلامي اهل سنت لبنان و دیگر علما و هیئت های فریقین خنثی گردید .

 2- خلع سلاح حزب الله نه اينكه ممكن نشد، بلكه به خاطر پيروزي تاريخي مقاومت و كسب محبوبيت بيشتر در ميان مردم منطقه، و اعتراف وزير خارجه رژيم صهيونيستي به اينكه در شرايط كنوني هيچ قدرتي نمي تواند حزب الله را خلع سلاح كند، مخالفان داخلی و خارجی مقاومت چار ه ای به غیر از تجدید نظر در مواضع قبلی خود نخواهند داشت.

3-  هلیبرد ناكام چتر بازان ارتش اسراييل به بيمارستاني در شهر بعلبك براي ترور شيخ حسن نصر الله و شيخ یزبک و عدم اطلاع دقيق از محل استقرار آنها، با ناكامي تلخي روبه رو گرديد.

4- سران نظامي و سياسي رژيم اسراييل بارها اعلام كردند كه جنوب لبنان را تا رود لیطانی در 20 تا 30 كيلومتري عمق خاك لبنان از وجود حزب الله پاك مي كنند و تا رسيدن نيروهاي بين المللي درآن باقي خواهند ماند، اما در طول 33 روز جنگ به علت تلفات سنگين و شكار گسترده تانك هاي ميركاوا توسط مجاهدين حزب الله ، صهیونیست ها   توانستند تنها تا عمق 6 تا 7 كيلومتر داخل لبنان _آن هم بدون تامین نیروهایشان­_ پيشروي كنند.

5- يكي از مهمترين اهداف تهاجم به جنوب لبنان فشار بر مردم آن کشور و حزب الله براي آزادسازي بدون قيد و شرط دو سرباز اسير اسراييلي بود، كه با مقاومت نظامي و اراده سياسي سران حزب الله اين خواست صهيونيستها برآورده نشد و اکنون از گفتگو براي مبادله اسرا سخن مي گويند.

6- موقعيت سياسي سوريه، جمهوري اسلامي ايران و مقاومت فلسطين نيز نه اينكه تضعيف نشد بلكه موقعيت اين جبهه به مراتب قوي تر شده است.

7- تقويت جريان غرب پرستي و سازشكاري در لبنان،و منطقه يكي از اهداف صلیبی ها و صهيونيست ها بود كه بر خلاف توقع آنها مقاومت لبنان بيش از گذشته آن جريان و حكومت هاي حامي آن را مانند: حكومت مصر، اردن ، کویت و سعوديه بیش از پیش دچار  رسوایی ،سرخوردگي و انزوا گردانيد.

   

 توان تسلیحاتی مقاومت

پایه اصلی قدرت مقاومت اسلامی در ایمان  به ضرورت جهاد و مقاومت در برابر متجاوزان و ستم ستیزی است، اما مقاومت اسلامی  لبنان اضافه بر آن در جنگ اخیر از توان تسلیحاتی زیر نیز برخوردار بود است:

1-     موشک های کاتیوشای رعد 1 و 2 با برد 11 تا 20 کیلومتر

2-     موشک فجر 3 با برد 45 کیلومتر

3-     فجر 5 با برد 70 کیلومتر

4-     خیبر 1 با برد 80 کیلومتر

5-     موشک زلزال 1 با برد 150 کیلومتر

6-     زلزال 2 با برد 250 کیلومتر

7-     شبکه ی تونل های زیرزمینی و سازماندهی علمی نظامی و مدیریت  قوی جنگی.

لازم به یاد آوری است که موشک  زلزال 1 می تواند پایتخت اسرائیل و زلزال 2 بخش غربی صهیونیست نشین قدس و مرکز اتمی دیمونا در صحرای نقب را هدف قرار بدهد.

 زیان های انسانی و اقتصادی جنگ اخیر:

دولت ابليسي اسرائيل  که در جبهه زمینی زمینگیر شده بود به بمباران گسترده زير ساخت هاي اقتصادي و مدني و مراكز غير نظامي به ويژه در جنوب بيروت و روستا ها و شهرك هاي جنوب لبنان براي سرپوش نهادن به شكست هاي زميني روي آورد. و تا امروز كه قطعنامه ي 1701 شوراي امنيت مبني بر پاپان جنگ صادر شده زیان های مادی و انسانی جنگ در لبنان به شرح زیر بود است:

– کشته شدن بيش از 1125 نفر که بیش از0/90 آنان غير نظامي و غالبا زن و كودك بوده اند.

– شهادت 60 نفر از افراد نظامی مقاومت اسلامی.

  – تخریب  250 پل ارتباطي و صد ها كارخانه و كارگاه صنعتی.

– ویران شدن بیش از 12000 واحد مسکونی.

 در مجموع خسارت لبنان در این جنگ حدود 5/3میلیارد دلار برآورد شده است.

اما زیان های وارده بر رژیم صهیونیستی بر اساس گزارش روزنامه های آن کشور از جمله روزنامه “یدیوت آهارنوت” بر اثر شلیک 3970 فروند موشک حزب الله و در گیری های زمینی در جنوب لبنان به شرح زیر بوده است:

-منهدم شدن 60 تانک پیشرفته  نسل چهارم میرکاوا

-منهدم گردیدن بیش از 57 نفربر و بلدوزر

– منفجر شدن  2کشتی جنگی

– اسقاط یک هلیکوبتر و چند هواپمای تجسسی بدون سر نشین

– کشته شدن 117 نظامی

–  کشته شدن39 غیر نظامی

-زخمی گردیدن 5000 نفر

 – آواره شدن بیش از 5/1میلیون اسرائیلی

– تعطیلی 33 روزه بندر تجاری ، صنعتی حیفا و دیگر مخارج جنگ.

در مجموع زیان مادی رژیم صهیونیستی به گفته “سیفر بلوتسکر” تحلیلگر اقتصادی آن روزنامه بيش از 8 ميليارد دلار بوده  یعنی هر خانواده اسرائیلی در جنگ اخیر 1500 دلار زیان دید ه است.

اعتراف به شکست.!

در اثنا و پس از پایان جنگ  رسانه های اتباع آئین های لیبرالیسم ، لائیسم و ناسیونالیسم، پیروزی های درخشان مقاومت اسلامی را بسیار اندک جلوه داده و به عناوین گوناگون از برتری های نظامی و امکانات پیشرفته صهیونیست ها سخن می گفتند. تمامی  سرگشتگان سراب دمکراسی غربی و آنانی که بیش از هم و غم   پاسداری از مصلحت ملت و میهنشان تمامی دغدغه هایشان در دو بت نام و نان خلاصه می شود و آنانی که یا دین پاک خداوند را نمی شناسند و یا از بس در دام هوس های نفسانی و حیوانی خود اسیر شد ه ا ند که از هر بهانه ای برای توجیه  دین گریزی خود بهر ه می گیرند و  بنام روشنفکری در تاریک ترین  و کوره  راه ترین مسیر ها دچار سرگردانی شده اند، همه آنان  همصدا با سران سر سپرده دولت ها و احزاب عربی و غیر عربی، مقاومت اسلامی در عراق ، افغانستان ،لبنان و فلسطین  را تروریسم و  ماجراجویی  می نامند و ابر تروریست های غارتگر و نژاد پرست   و عامل کشتار میلیون ها انسان را در هیروشیما ، جنگ های جهانی، عراق، و افغانستان و فلسطین و لبنان را  کعبه  آمال  خویش به شمار می آورند و همچون بت مورد پرستش و ستایش قرارشان می دهند و حاضر نیستند به ناکامی صهیونیست ها و صلیبی ها اعتراف کنند.

این در حالی است که سران رژیم صهیونیستی مستقیم و غیرمستقیم به ناکامی ها و شکست ها ی خویش اعتراف نموده اند. به سخنان تعدادی از مسئولان اسرائیلی توجه نمایید.

           ایهود اولمرت نخست وزیر: من مسئولیت حمله به جنوب لبنان و پیامد های آن را می پذیرم.(اگر پیروز بوده اند پیروزی که افتخار آفرین است نه مسئولیت آور)

                            شاوول موفاز رئیس قبلی ستاد ارتش: باید اعتراف کنیم که در جنگ جنوب لبنان ناکام بودیم.

                            رئیس موساد: ما اطلاعات درستی از توانایی های حزب الله نداشتیم.

                            شمعون پرز معاون نخست وزیر : جنگ ما با حزب الله جنگ مرگ و زندگی است.

از طرف دیگر طبق نظر سنجی روزنامه ها ی اسرائیل 85% از صهیونیست ها بر این باورند که اسرائیل در جنگ اخیر ناکام بوده است . همچنین محبوبیت اولمرت از 88% به 40% کاهش پیدا کرده است.

ضرورت شکل گیری جبهه ی مقاومت

هنوز مرکب قطعنامه ی 1701 شورای امنیت خشک نشده  بود که رژیم تروریستی اسرائیل در عملیاتی شبانه تعدادی از چتربازان خود را در منطقه ی بودای نزدیک بعلبک پیاده کرد، که با هوشیاری مقاومت این حمله با کشته شدن یک افسر و زخمی شدن چند نفر دیگر ناکام ماند.

سران رژیم صهیونیستی که با شکستی تاریخی مواجه و با بحران سیاسی داخلی رو به رو گردیده اند اکنون به صراحت از برنامه ریزی برای جنگی دیگر با حزب الله سخن می گویند.

با توجه به این کلام روشنگر و راهگشای الهی که:” یهود و نصارا  تنها زمانی دست از سر شما بر خواهند داشت که در برابر آنان سر تسلیم و تعظیم  فرود آورید.”

 آیا زمان آن فرا نرسیده که: تعدادی از قدرت  ها و کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای مانند: جمهوری اسلامی ایران، سوریه، سودان، یمن، قطر و احیاناً لیبی، اندونزی، مالزی و امارات و احتمالا در آینده پاکستان و ترکیه، (برای رویاروی و خنثی سازی برنامه ها  اهداف تعدادی از دولت های وابسته و گروهای تکفیری شیعی و سنی و دیگرجریان های تفرقه افکن)اقدام به تشکیل جبهه ی مقاومت سیاسی و اقتصادی  واحدی در برابر زورگویی های صلیبی ها و صهیونیست ها بنمایند و از مقاومت های مشروع و حرکت های جهادی و آزادیبخش حمایت کنند.؟

اگر آنگونه حکومت ها از انگیزه دینی و اراده سیاسی لازم برخوردار باشند و بر اساس راهکارهای علمی و واقعی عمل  کنند و به الزامات ایمانی ، انسانی و تاریخی خود پایبند باشند و پاسداری از مصالح امت اسلامی  و بشریت در بند تمامیت خواهان  و غارتگران غربی را بر تعصبات ملی ، مذهبی و محلی خویش ترجیح بدهند و مرعوب قدرت سیاسی ، نظامی و اقتصادی دشمنان نشوند ، تردیدی نیست که دست قدرت خداوند و سنتهای غیر قابل دگرگونی او و حمایت همه جانبه اهل ایمان و آزادیخواهان جهان را به همراه خواهند داشت. 

   سخنان احمدی نژاد در اردبیل که: “دولت های آمریکا ، انگلیس و اسرائیل شان و شایستگی عضویت در سازمان ملل را ندارند.”

موضعگیری غیرتمندانه امیر قطر در برابر اسرائیل و دفاع از مقاومت و دیدار معنی دارش از ویرانی های جنوب بیروت و وعده بازسازی شهرک ویران شده بنت الجبیل.

همچنین موضعگیری تند و صریح بشار اسد رئیس جمهور سوریه  در گردهمایی روزنامه نگاران خاورمیانه علیه حکام عرب وابسته به غرب، از شکل گیری  نوعی تحالف و همگرایی و  تقویت مواضع سیاسی آن کشورها در برابر جبهه سازشکاری حکایت می کند.

جبهه ی سازشکاری و خیانت

واقعیتی که بسیاری از ناظران و تحلیلگران به آن توجه دارند و بسیاری هم آن را نادیده می گیرند و عد ه ای هم  از آن بی اطلاعند ، این است که  دولت راست  افراطی آمریکا در برابر لابی یهودی صاحب نفوذ در آن  کشور اراده سیاسی خود را از دست داده و صهیونیست ها عملاً  زمام امور آن دولت را در اختیار گرفته اند.

از طرف دیگر – بر خلاف باور  پیروان دین و مکتب سکولاریسم- دولت های حاکم بر آمریکا و اسرائیل در سیاست های داخلی و خارجی خویش از آموزه های مذهبی انجیل و تورات بهره می گیرند و بسیاری از مسئولین آنها  به هیچ وجه لائیک نیستند._ هرچند محور تعامل سیاسی و روابط داخلی و خارجی غربی ها پاسداری از  مصالح شرکت های بزرگ نفتی و غیر نفتی است  و برخی از سیاستمدارانشان از امور مذهبی استفاده ابزاری می کنند._ اما بسیاری دیگر از آنها مانند: جورج بوش، دیک چنی ، رایس و رامسفیلد مذهبی _البته از نوع افراطی آن_ هستند.  برای مثال بوش خود را نماینده خداوند(عیسی مسیح) برای جهانی کردن فرهنگ آمریکایی می داند و جنگ خود را در عراق و افغانستان جنگ صلیبی جدید می نامد.

  دولت اسرائیل نیز بر پایه باور های برگرفته از تورات و تلمود تأسیس شده و پارلمانش را کنیست (عبادتگاه خاص یهودیان) نامیده و روحانیون یهودی مرجع بسیاری از سیاست مداران و نظامیان هستند و بر ای کشتار کودکان و دیگر غیرنظامیان از حاخام ها فتوا گرفته اندو بر پایه آن فتاوا است  که بیش از 1000 غیر نظامی زن و کودک و سالمند را  درجنوب لبنان و هر روز در فلسطین قتل عام می کنند.

تونی بلر نخست وزیر انگلیس نیز در ارتباط با جنگ اخیر گفته است: “ما در خاورمیانه با دولت و کشور خاصی سر دشمنی نداریم ما با مجموعه ای از ارزش ها و باور های خاص (یعنی باور های اسلامی و جهاد و مقاومت) به مقابله برخاسته ایم.(3)

حمایت غرب به ویژه انگلیس و آمریکا از دیکتاتور های وابسته به خود بر هیچ کنکاشگر و آزاداندیشی پنهان نیست، اما مزدوری و وابستگی هم حد مرزی دارد که متاسفانه سران دولت های: مصر، اردن ، کویت و سعودی تمامی آن حد و مرز ها را پشت سر گذشته اند.

حمایت سعودی ها از لیبرالیسم ، لائیسم و غرب گرایی داخلی و منطقه ای قصه ی مفصلی دارد. حمایت از مسیحیان شورشی در جنوب سودان  که مورد حمایت غرب و کلیسای تبشیری علیه دولت اسلامی سودان است ، قرار دادن فرودگاه ها ، بنادر و فضای آن کشور در اختیار دولت های غربی برای اشغال عراق، کمک 100 میلیون دلاری به ایاد علاوی اولین نخست وزیر بعد از صدام ، همکاری اطلاعاتی با حکومت تحت الحمایه اشغالگران عراق ، حمایت از روزنامه های مبلغ غرب پرستی مانند: ” الشرق الاوسط و الحیات” و بسیاری از رسانه های دیگر مانند تلویزیون های العربیه و mbc ،  بخش اندکی از آن خوش خدمتی هاست.

دولت مصر نیز که با رژیم صهیونیستی دارای روابط سیاسی ، تجاری و امنیتی است، برای حفظ امنیت اسرائیل سالیانه بیش از 2 میلیارد  دلار کمک بلا عوض از سازمان های صهیونیستی و دولت آمریکا دریافت می نماید.

       برای مثال گاهی تونل هایی را که مجاهدین فلسطین برای حمل اسلحه با تحمل زحمات بسیار  در مرز مصر و نوار غزه حفر می کنند پیش از اقدام  اطلاعات ارتش اسرائیل، اطلاعات ارتش مصر آن ها را کشف و در حضور نظامیان صهیونیست منفجرشان می کنند.

 دولت اردن نیز با دریافت سالیانه یک میلیارد دلار  کمک نقدی همچون برده ای گوش به فرمان از مرز های رژیم صهیونیستی پاسداری می نماید و صد ها نفر از فلسطینی ها ، عراقی ها و سوری هایی را که قصد حمل اسلحه به داخل فلسطین را داشته اند  در زندان های آن کشور در بند هستند.

آیا سران آن کشور ها زمانی از طریق رسانه ها شنیدند که: هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا سفیر خود را از تل آویو فراخوانده و قطع رابطه با اسرائیل را مورد بررسی قرار داده، احساس خواری و  شرمندگی نکردند.؟

گمان نمی برم آنان به  این کلام راهگشای الهی  ایمان داشته باشندکه می فرماید:

” لتجدنٌ اشدٌ النٌاس عداوه للٌذین آمنوا الیهود والٌذین اشرکوا.”(المائده 82)

” قطعاًخواهی یافت که سخت ترین دشمنان اهل ایمان یهودیان و آنانی هستند که (در عبودیت و استعانت) کسی یا چیزی را (در صفات خاص  خداوند)با او شریک کرده باشند.”

 آنان اگر به قدرت خداوند  و بازخواست آخرت ایمان ندارند در برابر  قضاوت مردم و دادگاه تاریخ و نسل های آینده چه جوابی برای گفتن دارند.؟

از آن جا که پایه و اساس حکومت مشروع و مقبول بر: عدالت، شورا  ، آزادی ، انتخاب و محافظت از مصلحت دین و ملت قرار دارد، دیر یا زود مردم حکومت هایی را که آن اصول  ومصالح را زیر پا می نهند کنار خواهند نهاد و این آرزوی دست نایافتنی نیست و چرخ تاریخ از چرخش باز نمانده  و قوانین حاکم بر هستی و روابط اجتماعی قوانینی قاطع اند و هیچکس را یارای جلوگیری از آن ها نیست و آینده از آن سرکوب شدگان و پرهیزکاران خواهد بود.

1-  سایت الجزیره نت :برنامه ي الاتجاه المعاكس. الجزيره. بخشي از سخنان انيس نقاش.

2-اسلام اون لاين مقاله اي با عنوان: الاولويه لمواجه العدوان. نوشته ي محمد صبري

 (3) دکتر احمد ماهر در همایش “نقش رسانه ها در دنیای امروز”سایت الجزیره 

درباره ی سـلیمی

نویسنده و مترجم

مطلب پیشنهادی

منشور «ثوابت اسلام» مورد تأیید اتحادیه ها، جماعت ها و مراکزی علمی

منشور «ثوابت اسلام» مورد تأیید اتحادیه ها، جماعت ها و مراکزی علمی فهرست عناوین: پیشگفتار …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *