عـناوین مطا لب تازه
خانه / مقالات مدیر سایت / مصاحبه مجله «برایه تی» با عبدالعزیزسلیمی مترجم«تفسیرآسان»

مصاحبه مجله «برایه تی» با عبدالعزیزسلیمی مترجم«تفسیرآسان»

1304400264origمصاحبه با استاد ماموستا عبدالعزیز سلیمی

بعدازظهر دومین روز زمستان، از سنندج برای دیدار استادی عزیز، مترجمی توانا و پرکار و یکی از داعیان اسلام و عضو مجمع عمومی اتحاد جهانی علمای مسلمین، با پش سر گذاشتن گردنه­ی مروارید و عبور از شهر کامیاران، به شهر زیبای روانسر با آن سراب مشهورش رسیدیم و کمی قبل از غروب، صدای زنگ منزل مترجم و مؤلّف بیش از هفتاد و پنج عنوان کتاب چاپ شده را به صدا در آوردیم و استاد «عبدالعزیز سلیمی» با رویی خوش به پیشواز ما آمد و با گرمی و محبت زاید الوصفی ما را پذیرا شدند و تا اذان مغرب با بیان خاطراتی در زمان طلبگی از ایشان نکته آموزی کردیم و بعد نماز مغرب را به امامت ایشان ادا کردیم که نوای دلنواز تلاوت با تأنّی ایشان هنوز هم در خاطرمان ماندنی است و بعد از نماز چند سؤال را در حوزه­ی تفسیر به بهانه ی چاپ«تفسیر آسان» از ایشان پرسیدیم، که استاد در اوج تواضع به سؤالات پاسخ دادند در زیر چکیده­­ی این گفتگو خدمت خوانندگان«برایه تی» تقدیم می شود.

*ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، اجازه فرمائید اولین سؤالمان این باشد که با وجود ترجمه ها و تفاسیر متعدد فارسی چه ضرورتی شما را وا داشت تا دو سال و نیم، خویش را به نوشتن تفسیری جدید مشغول نمائید؟

  • به نام خداوند یکتا و یگانه، من نیز از آمدن شما بسیار خوشحالم و تشکر می کنم، مثلی عربی هست که می گویند«لا شُکرَ علی الواجِبِ» یعنی تشکر برای انجام تکلیف و مسئولیتی که واجب است لازم نیست، کار ما در راستای دعوت به دین الهی واجب و تکلیف است و چه تشکر باشد و چه نباشد باید بدون خستگی کار را ادامه داد، امّا قطعاً فطرت بشری دوست دارد قدر کارها و تلاش هایش دانسته شود و عامل رفع خستگی و تفریح واقعی اهل فرهنگ آن است که دیگر دوستان این حوزه از آنان دیدار کنند و کارشان را نقد و برسی کنند، لذا بنده آمدن شما را ارج می نهم و آن را عامل رفع خستگی می دانم و از خدای متعال خواهانم که همگی را در راه دعوت، توفیق قرین نماید.

اما در جواب سؤالتان باید عرض کنم بیشتر آنانی که در زمینه­ی ترجمه و تفسیر قرآن، خصوصاً به زبان فارسی کار کرده اند، واقعاً کارشان سزاوار تقدیر و احترام است؛ چرا که هر کدام بر اساس توانایی خویش و شرایط و موقعیّت مکانی و زمانی خود، پیام خدای را به زبان مردمشان(کردی، فارسی، ترکی و…) ترجمه و تفسیر کرده اند تا جمعی بیشتر از انسان ها از پیام هدایت الهی برای بشر بهره­مند گردند.

اما از جهت فنّی کار، آنانی که تجربه­ی عملی در حوزه­ی ترجمه و نوشتن دارند، واقفند که هر مترجمی روشش با دیگری متفاوت است و دلیل این تفاوت نیز اختلاف در فهم واژگان، درک مقاصد شریعت و فهم مصطلحات قرآنی است، و لذا هر کس با توجه به دیدگاه خود به تفسیر و ترجمه­ی آیات می­پردازد، نیز بستگی دارد به این که فرد مترجم در کدام مکتب فکری تربیت و پرورش یافته است، آیا در حجره­های سنّتی به تحصیل پرداخته یا دارای تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی است؟ و نیز میزان علاقه و پیوند و سطح تعاملشان با قرآن در این تفاوت فهم ها و در نتیجه در شیوه­ی ترجمه شان نقش دارند، هم چنین این که فرد مترجم از چه منابعی استفاده کرده است، قطعاً نوع ترجمه­ها متفاوتند.

با اوج احترام و قدردانی از بسیاری از مترجمان و بزرگداشت کارشان در ترجمه یا تفسیر، بیان این واقعیّت نیز ضروری است که در ترجمه­ی بعضی مصطلحات اساسی قرآن هم چون اله، عبادت، دین، رب، ایمان، کفرو… با توجه به فهم خود آیات را ترجمه کرده­اند و من نیز بسیاری از ترجمه­های موجود که مایه­ی بهره­مندی مسلمانان اند را بررسی کرده­ام و چون ده هه ها درگیر کار ترجمه بوده­ام و بسیاری از آن کتاب­هایی را که ترجمه کرده­ام مملّو از آیات قرآنی بوده­اند، لذا در این سال ها مدام درگیر ترجمه­ی آیات قرآنی بوده­ام، مثلاً کتاب«کیف نتعامل مع القرآن العظیم» تألیف دکتر یوسف قرضاوی را که ترجمه کرده­ام حاوی ۱۳۰۰ آیه از قرآن کریم است.

اما سخن این است که هرگاه فردی که هیچ گونه معلومات عربی ندارد و نیز کاملاً با واژگان فارسی هم چون فردی طلبه یا دانشگاهی آشنا نیست، به این ترجمه­ها مراجعه کند، غالباً دچار مشکل می­شود و هنگام مطالعه­ی ترجمه­ی این آیات غالباً به واژگان نامأنوس برخورد می­کند که برایش نا آشنا و غیر قابل فهمند، مثلاً وجود بعضی واژگان نامأنوس همچون«کلاپیسه» به جای «خیره» و «پادافره» به جای «پاداش» و «کارنگاشت» به جای «عملکرد» و «سترون» به جای «زمین خشک و برهوت» و… شاید برای فردی دانشگاهی در حوزه­ی ادبیات فارسی قابل فهم باشد، اما برای غالب مراجعین و خوانندگان قرآنی نامأنوس و غیر قابل فهمند، و هرچند بسیاری از مترجمان تلاش کرده­اند که ترجمه­شان از این گونه کلمات به دور باشد، اما متأسّفانه در ایران عامل اصلی مشکل ترجمه، بیشتر مربوط به هیئتی است که برای خود معیارهایی را در ترجمه به عنوان «معیار فارسی سره» وضع کرده­اند که این معیارها از دید بسیاری از نویسندگان و مترجمان قابل تجدید نظر و بازنگری­اند، هرچند خود اعضای آن هیئت این را نمی­پذیرند؛ زیرا قرآن با دیگر کتاب­ها و ادبیات­ها متفاوت است، چون قرآن برای عامّه­ی مردم آمده و اساس آن یسر و تبیین و سادگی است و لذا باید طوری به هر زبان دیگر ترجمه شود که عامّه فهم باشد و لذا در آن باید از واژگانی که عامل تعقید و عدم فهم مخاطب­اند پرهیز کرد، من بر این باورم این هیئت سدّی در برابر مترجمین­اند که چه بسا معیارهایشان مورد پسند اکثر مترجمین نباشد، و من مطمئنّم که افراد این هیئت نیز در آینده متوجه خواهند شد که معیارهایشان نیازمند تجدید نظر و بازنگری است و امیدوارم  این زمان بسیار دور نباشد!

ترجمه­های موجود تحت تأثیر آن معیارهایند و جز یکی دو مورد از جمله تفسیر نور تألیف استاد دکتر مصطفی خرم دل که از جمله بهترین و ساده­ترین ترجمه­های زبان فارسی­اند، بقیه ترجمه­ها کم و بیش مورد استقبال مخاطبین قرار نمی گیرند، و وقتی خواننده در چند صفحه مرتب به این واژگان نامأنوس برخورد می­کند، نوعی دلسردی و بی­علاقه­گی در او برای ادامه­ی مطالعه دست می­دهد. سعی من بر این بوده تا از تجربه­ی بیست ساله­ام در حوزه ترجمه بهره ببرم و قرآن را به شیوه­ای به زبان فارسی ترجمه کنم که قابل فهم برای عموم مردم باشد و طبقه­ی متوسط جامعه از لحاظ توان علمی، به راحتی آن را درک و فهم کنند و از آن بهره ببرند و از مطالعه­اش خسته نشوند و واژگان نامأنوس سدّ و مانعی برایشان نباشند، و لذا تلاش کرده­ام تا ترجمه­ی حاضر برای افراد که دارای تحصیلاتی در سطح راهنمایی یا حداقل اوایل دبیرستان می­باشند و هیچ گونه تحصیلاتی عالی و تخصصی در حوزه­ی زبان عربی و علوم دینی ندارند، قابل استفاده باشد.

پس سخن من این نیست که ترجمه­های موجود غیر قابل استفاده­اند، بلکه حرفم این بوده تا با ترجمه­ای روان و سهل و قابل فهم برای همه، تعداد خوانندگان و بهره برندگان از کلام الله تعالی را گسترش داده و افراد زیادی این نعمت هدایت را درک و فهم کرده و از آن بهره ببرند.

*شما در نوشتن این تفسیر از چه منابعی بیشتر استفاده کرده­اید؟

  • با توجه به تجاربی که در ترجمه عربی به فارسی داشته­ام و نیز علاقه­ام به کلام الهی و ممارسه­ی روزانه­ی آن، مشکل زیادی در ترجمه­ی آن نداشته­ام؛ چرا که همیشه مطالعات قرآنی جزء برنامه­های ثابت من بوده است، ولی طبیعتاً هر مترجمی نیازمند منابعی است تا با اعتماد و دقتی بیشتر به ترجمه­ی آیات بپردازد.

اولین منبع من در ترجمه قرآن تفسیر «التّقریر و التّنویر» تألیف «ابن عاشور» است که تفسیری معاصر بوده و اهتمام جدّی به ریشه­ی لغات دارد و حتی گاه به بررسی تفاوت معنی لغتی در قرآن و در ادبیات عرب می­پردازد، از دیگر خصوصیات تفسیر«ابن عاشور» این است که خود ایشان از نظر فکری عالمی بسته و وابسته به یک مکتب و جریان خاص نبوده، بلکه فردی فرافرقه­ای بوده و آزاد از هر قیدی به تفسیر پرداخته و حتی در بسیاری از اوقات آرایی مخالف با جمهور مفسران نیز عرضه داشته است(البته با استدلالات قوی و مستند به دلایل شرعی و عقلی) که این نشان از آزادگی و غیر مقیّد بودن ایشان به فکری و اندیشه­ای خاص است. دیگر منابع من عبارتند از تفسیر«انوار التنزیل» مشهور به تفسیر بیضاوی تألیف ناصرالدین عمر بیضاوی شیرازی و تفسیر کبیر امام فخر رازی و تفسیر طبری. و در میان ترجمه­ها نیز در حدّی بسیار کم(تنها جهت کنجکاوی که آنان چگونه ترجمه کرده­اند) از تفسیر نور استاد خرم دل و ترجمه­ی آقایان فولادوند و خرمشاهی بهره برده­ام.

*همانطور که مستحضرید هر مفسّری مبتنی بر بینش و توانایی خود، از دیدگاهی خاص به تفسیر قرآن  می­پردازد و بعضی از تفاسیر رویکرد فقهی، تریتبی، دعوی، فلسفی، عقیدتی و… دارند و بعضی نیز هم چون تفسیر کبیر امام فخر رازی جامع تمام دیدگاه­هاست و از هر بینشی مطلب در آن یافت می­ شود، و نیز دو رویکرد کلّی میان مفسّرین وجود دارد، یکی تفسیر به رأی و دیگری تفسیر مأثور، حال رویکرد شما بیشتر مأثور یا به رأی است و در «تفسیر آسان» چه دیدگاهی غالب است؟

  • مترجم قرآن نمی­تواند خود را به یک منهج خاص تفسیری محدود سازد؛ زیرا همان گونه که گفتیم ترجمه­ای که قابل فهم برای اکثر مردم باشد، باید در هر آیه­ای، آن را با تفسیر خاص مربوط به موضوع همان آیه ترجمه کرد، اگر آیه فقهی است باید اولویت به تفسیر فقهی باشد و در آیات اخلاقی و تربیتی باید از تفاسیری استفاده کرد که منهج و روش تربیتی را در پیش گرفته­اند.

من خود بیشتر علاقمند به تفاسیر مصلحین و مجددّین(در مقابل اخباریون و تفسیر به مأثور) که اهل رأی و نظرند، می­باشم؛ زیرا قرآن برای تمامی مردم در تمامی زمان هاست و در هر عصری باید قرائت متناسب با آن عصر را داشته که این قرآن تازگی­اش را حفظ کند و پاسخگوی نیازهای هر عصری باشد و لذا باید با پشتوانه­ای علمی و قوی و مستند به اصول قرآنی سعی داشت تا خود را محدود به تفاسیری خاص در گذشته نکرد. اگر مترجم خود را مقیّد به تفسیری مثلاً در قرن هفتم بنماید، قطعاً در کارش نوعی ایستایی حاکم خواهد شد، پس مفسّر باید به آخرین داده­های علمی و فکری مسلّح باشد و از تجارب مفسّرین پیشین نیز بهره­مند شود و تلفیقی میان تفاسیر به رأی و تفاسیر مأثور ایجاد کند، که من تلاش کرده­ام کارم دارای این ویژگی باشد.

*همان طور که فرمودید علاقمندید تفسیر به روز باشد و مردم در سطح گسترده­تری از این پیام سعادت الهی بهره­مند شوند، آیا شما فقط به نوشتن این تفسیر اکتفا می­کنید یا برای آینده نیز برنامه­ای دارید تا تفسیری گسترده­تر و جامع­تر برای علاقمندان قرآنی تهیه نمائید؟

  • در «تفسیر آسان» با توجه به مطالعات خویش، در مواردی خصوصاً اعجاز علمی قرآن به بعضی از آن­ها هرچند گذرا اشاراتی کرده­ام. مثلاً در تفسیر«الطّارق» مفسّرین نظرشان آن بوده که طارق به معنی ستاره­ای است که در شب ظاهر می­شود و بعضی از مفسرین معاصر مبتنی بر علوم کیهانی که می گویند ستارگان بعد از رسیدن به پایان عمر حالت نوترونی یافته و به سیاه چاله تبدیل می­شوند و حرکت فوق العاده­ی دورانی دارند که بر اثر این حرکت صدایی هم چون دقّ الباب ایجاد می­شود که تلسکوپ «هابل» نیز این صداها را ضبط کرده است و در اینترنت می­توان آن را گوش داد. بنده با حفظ آن معنا که مفسرین قدیم داشته­اند، اشاره­ای نیز داشته­ام که طارق به معنی ستارگان نوترونی دق دق کنننده است. و نیز در مواردی متعدد بعضی از توضیحات علمی را به ترجمه اضافه کرده­ام.

در جواب سؤال فوق نیز باید بگویم که برای نوشتن تفسیری مفصل­تر تا حال برنامه­ای نداشته­ام، هر چند که علاقمند به این کار هستم، اما برای نوشتن تفسیری موضوعی برنامه داشته و بعضی پیش نویس­ها را نیز آماده کرده­ام که اگر عمر باقی باشد قصد دارم با موضوع بندی قرآن، آیاتی را که در یک موضوع خاص مثلاً ایمان، احسان، زکات، نماز، آزادی، حقوق بشر و … آمده­اند جداگانه ترجمه نمایم.

*محوریّت قرآن را تمام نحله­های اسلامی قبول دارد و اگر چه قبلا در حوزه­های سنّتی درسی به نام تفسیر وجود نداشت اما امروزه اکثر مسلمانان به کلاس تفسیر علاقمند هستند و کلاس­های متعدد تفسیر در مناطق شهری و روستایی دایر است، شما در این زمینه سال­ها تجربه دارید، حال چه پیشنهاد و راهکاری برای اداره­ی کلاس تفسیر دارید؟ آیا در این کلاس­ها براساس ترتیب مکتوب در قرآن­ها عمل شود یا براساس ترتیب نزول آیات و یا به شیوه­ی تفسیر موضوعی این کلاس­ها اداره شوند؟ به نظر شما کلاس تفسیر برای عموم مردم باید دارای چه ویژگی­هایی باشد؟

  • به نظرم باید مبتنی بر نوع هدف و نتیجه و افراد کلاس، همه­ی این روش­ها را تجربه و بررسی کرد که هر شیوه­ای برای چه افراد و اهدافی بهتر است، مثلا کسی باید به شیوه­ی ترتیب نزول قرآن از سوره­ی علق و … شروع کند و بعد از مدتی ( مثلاً ۶ ماه یا یک سال) ماحصل کار را بررسی کند و یا کسی از ابتدا یا آخر قرآن مکتوب این کار را انجام داده و تجربه کند و یا سوره­ای و یا آیاتی به صورت موضوعی انتخاب شوند، قطعاً تمام این روش­ها مؤثّرند، اما این که کدام شیوه تأثیر گذارتر است و بیشتر قرین موفقیت، احتیاج به بررسی و تجربه علمی و ممارسه و کار کارشناسی دارد.

اما نباید غافل بود که قرآن شفای لما فی الصدور است و انسان­ها نیز متفاوتند و از حضرت آدم تا پایان بشریت دو انسان مثل هم نیستند و هرکس برای خود دنیایی دارد، و تنها در دایره­ی دنیای ایمانی است که انسان­ها شباهت­ها و نزدیکی­هایی به هم دارند. و هر انسانی دارای اولویت­ها و نیاز مخصوص به خود است، چه بسا دو نفر در یک کلاس باشند و یک آیه یا سوره­ای برایشان معنی و توضیح داده شود که یکی آن را جذاب و تازه بداند و نیازهایش را در آن بیابد و از آن بسیار سود ببرد، اما دیگری برایش بسیار جذاب و سودمند نباشد.

من معتقدم که معّلم باید تا حدّی نیز روان شناس باشد و مخاطب را بشناسد که نیازمند چه چیزی است و چه مطلبی برای او سودمندتر است. در زندگی پربرکت رسول خدا ص و صحابه نقل است که یک صحابی از پیامبر ص پرسید: یا رسولَ الله! ص«أَیُّ الذکرِ افضلُ؟» پیامبر ص در جواب فرمود:«أَفضَلُ الذکرِ لا اله الاّ الله» که نشان دهنده­ی آن است که آن فرد پرسشگر نیازمند آن است تا در توحید الوهیّت بیشتر تمرکز کند و این قضیّه در درونش خوب جای­گیر شود. اما پیامبر ص در جواب همین سؤال از کسی دیگر، فرمود:« سبحان الله» و برای دیگری فرمود:«استغفر الله»؛ زیرا رسول ص تشخیص داده که هر کدام از این افراد به چه ذکری بیشتر نیازمندند، قطعاً همه­ی این اذکار افضل­اند اما برای کسی ذکری افضل­تر است و برای دیگری ذکری دیگر.

باید دقت کرد مخاطبین نیازمند به چه هستند و دید که آیا آنان نیازمند توحیدند یا اخلاق یا… که در هر حال معلّم باید متعلّمش را بشناسد و اولویات و نیازهایش را تشخیص دهد و بر اساس آن­ها آیات قرآنی را برایشان معنی نماید.

*اگر امکان دارد تجاربی از کلاس­های تفسیر قرآن خود را برایمان بیان فرمایید.

  • من از زمانی که در مسجد«نور» شهر جوانرود مدرس بوده و طلبه داشته­ام، تا حالا به شیوه­ای منظم کلاس تفسیر نداشته­ام، لذا به صورت کلّی به بیان مطالب پرداختم و به جزئیات اشاره نکردم؛ چرا که حقیقتاً خود در این زمینه دارای کلاس منظم نبوده­ام و در گذشته درس­های تخصصی عربی و اصول فقه و مقاصد شریعت را تدریس کرده­ام و و در ۱۵ سال اخیر نیز الویّتم بیشتر کار ترجمه بوده است، بنابر این باید در این مورد به کسانی که عملاً درگیر بوده و ممارسه­ی کافی داشته­اند مراجعه نمود و از تجاربشان آگاهی یافت.

*اهل تشیّع در زمینه تفسیر موضوعی کارهایی کرده­اند، مثلاً آقای جوادی آملی در موضوع«ولایت در قرآن»، «هدایت در قرآن»، «کرامت در قرآن» و غیره تألیف مستقلّ دارد و نیز کسانی دیگر در این زمینه کار کرده­اند، امّا در منابع اهل سنّت تفسیر موضوعی به معنای مصطلح وجود ندارد و سراغ نداریم که عالمی بزرگ آمده باشد و در کتابی جداگانه موضوعی از قرآن را تفسیر و بسط و توضیح داده باشد، اگر شما آثاری را در این زمینه سراغ دارید و یا مشاهده کرده­اید، لطفاً برای خوانندگان معرّفی بفرمایید.

  • اگر اشاره کردم که قصد نوشتن تفسیر موضوعی را دارم، به این معنای مصطلحی که شما می­گویید نیست و من فقط موضوع بندی آیات قرآن مدّ نظرم بوده که بیایم آیاتی را که به موضوعی مثل«تقوا»، «نماز»، «آزادی» و … پرداخته­اند جمع آوری کرده و بدون شرح و توضیحی مفصل، ترجمه نمایم.

در این زمینه من نیز تا به حال کاری مشخص را به صورت موضوعی، جز یک دو مورد که از اینترنت گرفته­ام به یاد ندارم و چنین تألیفاتی را سراغ ندارم. البته دکتر یوسف قرضاوی بعضی کارها را در این زمینه انجام داده است، مثل توکّل در قرآن، توبه در قرآن و غیره که ان­ شاء الله ایشان در آینده با تجارب و توانایی­های خودشان این کار را ادامه دهند.

*رخنه­ای که همیشه متوجه افرادی مثل شما و کسانی مانند دکتر خرم دل، دکتر ابراهیمی، آقای حسن زاده و فریدون سپری و دیگران می­شود این است که اینان خود کرد هستند، اما به زبان فارسی قلم فرسایی می­کنند و به ادبیات فارسی و گنجینه­ی آن غنا می­بخشند، ولی به زبان قوم و ملیت خودشان توجّهی ندارند، ایشان نیز در جواب می­گویند هدف ما بیان و القای مطالب به خواننده و قابل استفاده بودن آن است و چون اکثر مردم مناطق کرد نشین ایران متأسفانه فقط به زبان فارسی آموزش دیده و با این زبان می­توانند بخوانند و بنویسند، لذا ما ناچاریم تا به زبان فارسی بنویسیم، چون مخاطبین ما توان خواندن آثار زبان کردی را ندارند. نظر شما در رابطه با این موضوع چیست؟

  • این رخنه به جاست و منتقدین این حق را دارند؛ زیرا هر کس باید به تقویت زبان و فرهنگ ملّت خود اهمیت دهد و از دیدگاه قرآن نیز هر کس باید اقربا و نزدیکان و هم نژادهای خویش را در زمینه­ی دعوت به اسلام و فهم قرآن الویّت دهد. و اگر هیچ تجربه­ای از قرآن به زبان کردی موجود نمی­بود قطعاً من به زبان کردی قرآن را ترجمه­ می­کردم، ولی چون ترجمه­های ماموستا هه­ژار، کاک ابراهیم مردوخی، ماموستا برهان و تفاسیر ملا عبدالکریم مدرس، شیخ محمد خال و … وجود دارند، لذا به تشخیص من دیگر نیاز نبود که دوباره کاری کنم و نیز اگر کسی می­خواهد به ترجمه­ی کردی بپردازد باید در حوزه­ی زبان و ادبیات کردی نیز دارای توانایی­ها و تجارب عملی قبلی بوده باشد تا در میدان وسیع قرآنی از آن تجاربش بهره ببرد، ولی با توجه به وضع و محیط آموزشی و جغرافیایی منطقه ما از واژگان کردی سورانی در حد تخصصی و متناسب با ترجمه قرآن بهرمند نیستم که به این کار بپردازم و در این زمینه نیز تجربه­ی چندانی نداشته­ام.

پس با این که نقد این افراد حق است، من نیز معذورم چون در حوزه­ی زبان کردی تجربه­ی نوشتن و ترجمه ندارم و کسانی دیگر در این زمینه کار کرده و به ادای مسئولیت پرداخته­اند و لذا نیازی به دوباره کاری در این زمینه نیست.

*توصیه شما به خوانندگان«تفسیر آسان» چیست و چه منابع دیگری می­توانند به آنان در فهم عمیق­تر قرآن کمک کنند؟

  • اولین توصیه­ام همان توصیه­های خداوند است که باید ایمان بر اساس علم و دانش باشد و معتقدم کسی که مدّعی ایمان است باید در حدّ وسع و توانائیش سعی کند تا ایمانش بر اساس فهم و دانش باشد و در مرحله­ی بعد تلاش کند تا علمش به عمل صالح تبدیل شود. برای مثال همان گونه که کشاورزی دانه­ای را در زمینی مناسب می­کارد و با فراهم کردن آب و کود لازم زمینه­ی رشدش را فراهم می­کند و نیز با هرس کردن علف­های هرز و دفع آفات، از آن محافظت می­کند و برای رشد این دانه وجود نور خورشید یا تأمین نور مصنوعی در محیط­های گلخانه­ای ضروری است تا آن دانه به نهالی تبدیل شده و رشد کند و ثمر بدهد، دل انسان مؤمن نیز محل کشت نهال«ایمان» است که باید ایمان را با انجام عبادات و طاعت و بندگی رشد داد و نیز با دوری از گناه و رفع وساوس شیطانی از تضعیف ایمان جلوگیری کرد. پس مسلمانان باید ابتدا آیات قرآنی را فهم کنند و بعد آن را تبدیل به ایمان و اخلاق و عمل صالح نمایند تا هم ثمر داشته باشند و هم به اطرافیان خود سود برسانند، اما چگونه این فهم، از علم به عمل و ایمان تبدیل می­شود خود نیازمند تفصیلی جامع است.

عبادت خداوند متعال که مهمترین آن نماز است، اساسی­ترین ابزار و وسیله­ی تبدیل«علم به قرآن » به «ایمان به قرآن» است، اگر کسی تمام آیات قرآن را حفظ داشته باشد و مانند صحابه آن را فهم کرده باشد و تمام سیره را نیز بداند، ولی با عبادت و ذکر و نماز آن علم­ها را تبدیل به ایمان و اخلاق و عمل صالح نکند، بینش و منش او رشد نمی­کند و در همان علم می­ماند و مانند دانه­ای است که در خاک نامناسب وجود دارد و رشد نمی­کند و ثمری نمی­دهد و با گذر زمان، خود نیز خشک و تباه می­شود. در قرآن بحث نماز خواندن نداریم، بلکه بحث اقامه­ی نماز داریم که با خواندن نماز بسیار متفاوت است، قرآن زمانی انسان را رشد می­دهد و وی را در مسیر تزکّی و هدایت پیش می­برد که در حدّ علم و فهم باقی نماند بلکه باید فهم به وسیله عبادات و ذکر و نماز تبدیل به خصلت و اخلاق گردد که این نیز نیازمند زمان است و باید همراه با سنت تدرّج به سمت آن حرکت کرد.

به نظر من نقش نماز در این راستا بی­بدیل است، البته نمازی که اقامه شود، چرا که شیطان مدام در پی آن است تا به نمازهای ما لطمه وارد سازد و نمازهایمان را با دل مشغولی تضعیف کند و نمازمان بیفتد و سرپا نباشد. توصیه­ی اکیدم به خواهران و برادرانی که «تفسیر آسان» را مطالعه می­کنند این است که در کنار فهم قرآن سعی کنند عملشان را با ذکر و نماز به باور و خصلت و ایمان حقیقی و اعمال صالح تبدیل نمایند.

توصیه­ی دیگرم این است که مطالعه کنندگان قرآن، جز برای کارهای تحقیقی و علمی، سراغ تفاسیر مفصّل و طولانی نروند؛ زیرا یکی از ابزارهایی که شیاطین جن و انس از آن استفاده می­کنند، دلسرد کردن آدمی از مطالعه و تدبّر در آیات قرآن است، اگر انسان هفته­ای را به درک یک آیه اختصاص دهد تا خوب آن را فهم و درک کند و آن را تبدیل به ایمان و عمل صالح نماید، بهتر از آن است که در مورد آن آیه صدها صفحه از تفاسیر مفصّل را مطالعه نماید.

*اگر مطلبی دیگر را در مورد«تفسیر آسان» قابل ذکر می­دانید بیان فرمایید و نیز چه کتابی را در دست تألیف یا ترجمه دارید که نوید چاپ آن را به خوانندگان می­دهید؟

  • توصیه­ی دیگرم به مطالعه کنندگان«تفسیر آسان» آن است که تنها به چشم محبّت و دوستی که فلانی آن را ترجمه کرده و ایرادی ندارد، نگاه نکنند، بلکه با دیدی نقّادانه و مشفقانه و نصیحت گرانه آن را مطالعه کنند و اگر ایراد و اشکالی را در خود ترجمه یا در زمینه ادبیات و تایپ مشاهده کردند به ایمیل بندهabdolaziz34@gmail.comارسال کنند تا ان شاء الله در چاپ­های بعدی اصلاح شود. و نیز از خوانندگان استدعا دارم تا مرا از دعای خیر خودشان محروم نسازند و دعا کنند که خداوند این کار را از من بپذیرد و در روزی که هیچ مال و منالی سود ندارد برایمان سودمند باشد.

در مورد سؤال آخرتان، بعد از«تفسیر آسان» کتاب «الدین و السیاسه» تألیف دکتر قرضاوی را ترجمه کرده­ام که تحت عنوان«باید و نبایدهای دین و سیاست» زیر چاپ است و می­تواند جواب بسیاری از سؤالات را در مباحث امروزی از جمله سکولاریسم، پلورالیسم، دمکراسی و … بدهد تا مسلمانان بتوانند در حوزه­ی بینش دینی جواب وافی به سؤالات و شبهه­های القا شده را بدهند.

در پایان از شما بسیار متشکر و سپاسگزارم، و امیدوارم که این گفتگو نیز برای خوانندگان«برایه­تی» مفید فایده باشد.

منبع: مجله برایه تی

درباره‌ی سـلیمی

نویسنده و مترجم

یک نظر

  1. ضمن سلام و تشکر از استاد بزرگوار و خسته نباشید برای تلاشها و زحماتی که سالهای سال است در ترویج دین و اخلاقیات والای اسلامی می کشند و آرزوی موفقیت برای آینده ایشان و ضمن تشکر از دست اندرکاران مجله برایه تی برای این مصاحبه زیبا تنها نکته ای که خواستم یادآور شوم اصلاح نام تفسیر جناب ابن عاشور است التحریر و التنویر نه التقریر که مطمنا اشتباه تایپی بوده است. با تشکر مجدد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *