عـناوین مطا لب تازه

معالجه با قرآن

نتیجه بحث الصور عن سلمان العوده“معالجه با قرآن “

نویسنده: شیخ سلمان بن فهد العوده

۱-   کلمه شفا بلیغ تر از کلمه دوا است با این که مفهوم دوا را نیز در بر می گیرد. قران دواست اما خداوند می فرماید: “قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدىً وَشِفَاءٌ” فصلت از آیه ۴۴٫ بگو آن[قرآن] برای کسانی که ایمان آورده اند مایه هدایت و شفاست. چرا که انسان گاه دوا را به کار می برد و به علت این که علاجی به همراه ندارد شفا نمی یابد. زمانی که گفته می شود قرآن شفاست معنایش این است که مقصود از آن محقق می شود و عافیت به اذن الهی به دست می آید. کلمه شفا در کتاب الهی در شش مورد به معنی قرآن آمده است؛ سخن از قرآن و این که قرآن مایه شفا است اسباب دیگر را نفی نمی کند خواه اسباب شرعی مانند دعا و صدقه و آب باران که خداوند درباره آن می فرماید:”وَیُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَیُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطَانِ” أنفال از آیه ۱۱٫ و از آسمان بارانى بر شما فرو ریزانید تا شما را با آن پاک گرداند و وسوسه شیطان را از شما بزداید و آب زمزم که بنابر حدیث نبوی “طَعَامُ طُعْمٍ وَشِفَاءُ سُقْمٍ” [آب زمزم] هم خاصیت غذایی دارد و هم شفای بیماری است و خواه اسباب دیگر مانند شفا یافتن با اسباب طبیعی، معالجات، کشفیات، اختراعات پزشکی، انواع دارو، مواد مخدر، مایعات ضدعفونی، عمل جراحی و سایر اسبابی که خداوند برای بندگانش فراهم کرده است و لازم است بدانیم هیچ اختلافی بین درمان روحی و معنوی و درمان مادی و طبیعی بشری وجود ندارد و شفا در قرآن آن را نفی نمی کند.

۲- هدف اصلی و اساسی از شفا هدایت است؛ هدایت دلها و خردها و پاکسازی و تزکیه درونی و بالا بردن روح ایمانی و لازم است بدانیم که قرآن اساسا به همین منظور نازل شده است: “کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ” ص:۲۹٫ [این] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‏ایم تا در[باره] آیات آن بیندیشند و خردمندان پند گیرند. قرآن نازل شده است تا راهنمای مردمان به سوی بهشت باشد و به مکارم اخلاق و علم و هدایت و ایمان دعوت کند؛ قرآن مردم را از کفر و فسق و نافرمانی و ارتکاب انواع جرم و جنایت بازدارد و این همان مسیری است که باید شب و روز و آشکار و نهان پیرامون آن حرکت کنیم. لازم است بدانیم ما زمانی که می گوییم قرآن شفابخش جسم و جان است به این معنی است که کسانی که عقل و قلب شان از هدایت قرآن برخوردار است و به آن گوش فرا داده اند و روح شان ترقی یافته است شایسته ترین مردم هستند و سزاوار آنند که به شفای دیگری دست یابند. هر کس که عقل و قلب و روح خود را از چشمه ساز قرآن سیراب کند وقتی که از قرآن به عنوان دعا، رقیه و شفای بیماری های روحی و معنوی استفاده می کند بیش از همه سزاوار است که از قرآن سود ببرد.

۳-   در قرآن کریم انواع شفا وجود دارد، تلاش کردم آن را جمع آوری کنم که در نتیجه آن را در نه گروه جای دادم:

نخست: “شفاء لما فی الصدور” یونس: از آیه ۵۷٫ قرآن شفای سینه هاست. این نوع شفا مربوط به پاسخ قرآن به پرسش های وجودی و اشکالات و شک و تردیدهایی است که به انسان دست می دهد. بنابراین بهترین راهنمای انسان در مسیر الهی و ایمان به آیات و پیامبران خداوند و آخرت قرآن کریم است. چرا که قرآن از بیشترین معجزات و بلاغت و ترقی و تأثیر روحی برخوردار است و درست نیست بگوییم که ایمان به خدا یک قناعت ذهنی صرف است و می توان با جدال منطقی یا قناعت محض عقلی به آن دست یافت. آری این یکی از راه هاست و قرآن از آن استفاده کرده است: “أَفَلا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّمَاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ” غاشیه: ۱۷ و ۱۸٫ آیا نمی نگرند که شتر چگونه خلقت شده است * و آسمان چگونه برافراشته شده است. “وَفِی أَنْفُسِکُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ” ذاریات: ۲۱٫ و در وجود خودتان [نشانه هایی است] آیا نمی بینید؟ “أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ”طور: ۳۵٫  آیا آنان بیهوده خلق شده اند یا این که خود آفریدگار هستند؟ مسأله ایمان به خدا عمیق تر از آن است که تنها عقل را مورد خطاب قرار دهد و در این مقوله که مورد اختلاف مردم است و یکی آن را اثبات و دیگری نفی می کند خلاصه شود. قرآن این مسأله را به صورت قطعی و تأثیر گذار بیان کرده است و کسی که با اخلاص به آن گوش فرا دهد به هدایت و یقین دست می یابد.

قرآن شفابخش دلها در برابر بیماری شهوات است و خداوند تبارک و تعالی شهوات را مرض می نامد: “فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ” احزاب: ۳۲٫ پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیمارى است طمع ورزد. گوش دادن به قرآن کریم بهترین مانع در افتادن انسان ها به دام شهوات و گناهان کبیره و رذیلت و فساد است و بهترین عاملی است که انسان را از گناهان باز می دارد و اگر گاهی مرتکب گناهی شود باعث می شود به آن ادامه ندهد، به سرعت دست بردارد و به سوی خدا بازگردد، چرا که خداوند برای او جایگزین ارائه می دهد؛ جایگیزین ایمان؛ جایگزین لذت تقوی و عبادت؛ جایگزین وفای به وعده راستین در آخرت. “وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ” احقاف: از آیه ۱۶٫ [همان] وعده راستى که بدانان وعده داده مى ‏شده است.

قرآن شفای سینه هاست به معنی شفا و درمان کینه و نفرت و دشمنی که چه بسا زندگی انسان ها را به فساد می کشد و قلب هایشان را تباه می سازد. خداوند از زبان ابراهیم علیه السلام می فرماید: “یَوْمَ لا یَنْفَعُ مَالٌ وَلا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ”  شعراء: ۸۹،۸۸٫ روزى که هیچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد جز کسی که قلب پاکی به سوی خدا بیاورد.

خداوند بهشتیان را این گونه می ستاید: “وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلّ” حجر: از آیه ۴۷٫ و آنچه کینه [و شائبه‏هاى نفسانى] در سینه‏هاى آنان است برکنیم.، تا جایی که آمده است کینه و نفرت در درهای بهشت مانند جای خوابیدن شتران است، این امر دلالت می کند که پاکسازی دلها از کینه و نفرت از بهترین اسباب تقرب به خداوند است و از بالاترین مقاصد شریعت و اهداف قرآن کریم است؛ به همین خاطر پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم در حدیثی که مسلم روایت کرده است می فرماید: “یَدْخُلُ الْجَنَّهَ أَقْوَامٌ أَفْئِدَتُهُمْ مِثْلُ أَفْئِدَهِ الطَّیْرِ” گروه هایی وارد بهشت می شوند که دل هایشان در صافی و سلامت و پاکی مانند دلهای پرندگان است. این حدیث همچنین دلالت می کند که انسان می تواند بدی ها و دشمنی ها را فراموش کند و خود را صفا و طراوت بخشد و به سعادت دنیا و نجات در آخرت دست یابد

دوم: اعتقاد درست و حسن ظن نسبت به خداوند که بالاتر از اسباب از جمله اسباب دستیابی به مقاصد و خواست های انسانی است. قرآن کریم خداوند را این گونه به ما معرفی می کند که همه چیز در دست اوست و اوست که بر همه چیز توانایی دارد. “وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ” مائده: از آیه ۱۲۰٫ انسان تابع قوانین مادی است اما خداوند بالاتر از قوانین و مقررات قرار دارد و پدید آورنده جهان است به همین خاطر انسان مؤمن و به ویژه بیمار احساس می کند که خداوند می تواند قوانین و مقررات را درنوردد و شفای ناگهانی را بدهد و نتایج برخلاف چیزی باشد که پزشکان انتظار داشتند و گزارش ها از آن حکایت داشت و گمان ها بر آن بود. قرآن چنین ایمان باعظمتی را به انسان می دهد.

سوم: قرآن باعث درمان مشکلات اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و محیطی انسان است که جهانیان از آن از داد سر می دهند و از خطرات آن بر زندگانی بشری بیم دارند. این دعوتی است به پیگیری اسباب و از بین بردن امراض و راهنمایی به صبر بر چنین حالات و مشکلاتی که انسان درمانی برای آن نمی یابد. خداوند می فرماید: “وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لایَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ” فرقان از آیه ۵۸٫ و توکل کن به زنده جاویدی که نمی میرد و به ستایش او تسبیح گوی. “وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ * وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ” حجر آیه ۹۷ – ۹۹٫ و قطعا مى‏دانیم که سینه تو از آنچه مى‏گویند تنگ مى‏شود * پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده‏کنندگان باش * و پروردگارت را پرستش کن تا اینکه مرگ تو فرا رسد. قرآن در دلهای چنین کسانی که در حالت فردی و گروهی در وضعیت ناامیدی قرار گرفته اند و امیدی به شفا و سلامتی ندارند و تمام اسباب پزشکی را ناتوان می یابند بارقه امیدی می دمد بنابراین دل به خدا می بندند و قناعت و صبر پیشه می کنند.

درباره‌ی سـلیمی

نویسنده و مترجم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *