عـناوین مطا لب تازه
خانه / اجتماعی / قطر به دنبال شیخوخیت‌زدایی از عربستان است

قطر به دنبال شیخوخیت‌زدایی از عربستان است

(انتشار این مقاله به معنای تایید همه دیدگاه های صاحب آن نیست) دیپلماسی ایرانی سیده آمنه موسوی: معتقد است که برخوردهای قطر و عربستان بیشتر به دلیل سیاست جدید دوحه برای گفتمان سازی اهل تسنن در منطقه است؛ امری که می تواند پایانی برای حضور سلفی و وهابی گری در این نقطه از جهان و زدودن شیخوخیت از ریاض باشد. امید ملکی، تحلیگر مسائل بین الملل، ایده گفت و گوی تمدن های آقای خاتمی را یکی از راه های برون رفت از وضعیت فعلی منطقه می داند و تاکید می کند: این تفکر تسنن و تشیع را به عنوان دو تمدن بزرگ جهان اسلام به گفت و گو با یکدیگر فرا می خواند و با بسط و گسترش این ایده در داخل کشور، وزارت خارجه نیز می تواند این توانمندی های ملی را در عرصه های منطقه ای و جهانی عرضه کند. گفت وگوی «دیپلماسی ایرانی» با ملکی را در ادامه می خوانید:

……………….

در خلال این گفت و گو به اختلافات قطر و عربستان اشاره کردید. سرانجام این اختلافات را چگونه ارزیابی می کنید؟

معتقدم قطری ها به دنبال آن هستند تا به بازیگر فعال منطقه تبدیل شوند. در این صورت از خواسته های خود کوتاه نخواهند آمد. این کشور بلندپروازی هایی دارد که اگر در مقابل عربستان کوتاه بیاید مجبور خواهد شد تا در برابر بسیاری از کشورهای دیگر هم، کوتاه بیاید. به نظر من قطر می تواند با ایجاد جریان های فکری سنی مذهب گفتمان رقیبی برای سلفی گری سعودی در منطقه باشد.

این کشور همزمان با اینکه از میانجیگری ترکیه و کویت برای حل و فصل اختلافاتش با اعراب استقبال کرد، میزبان مفتی اعظم مصر نیز بود.

قطر می خواهد در جامعه اهل سنت جای مصر را پر کند. آنها دریافته اند که خلا موجود جهان عرب خلا ملت است و باید با بسترسازی برای فعالیت سایر گفتمانوهای فکری اهل تسنن این خلا را تا حدودی جبران کنند.

تلاش هایشان ثمری هم در بر دارد؟

قطر تفکر درون زا نخواهد داشت. اما در آینده نه چندان دور متفکران سنی جهان عرب به دوحه به عنوان پایگاه جدی برای بسط و گسترش افکار و جریان تضارب آرا می نگرند. حتی ممکن است مکتبی چون «مکتب فرانکفورت» در دوحه و تحت عنوان «مکتب دوحه» یا هر نام دیگری ایجاد شود. در این صورت دوحه گفتمان مجزایی از ریاض را ایجاد و دنبال خواهد کرد.

این گفتمان می توانست در مصر ایجاد شود اما «مبارک» این اجازه را نداد. اخوانی ها نیز در زمان ریاست جمهوری مرسی عملکرد نسنجیده ای از خود برجای گذاشتند و موجب شدند تا دیکتاتوری چون سیسی به روی کار بیاید و نحله های فکری رقیب مصر بیش از پیش منزوی شوند. برهمین اساس تحلیل من این است که قطری ها می توانند تا با بسترسازی مناسب جریان فکری اهل تسنن را به رشد و شکوفایی برسانند. اما در عین حال مراقب هستند تا چندان هم به تهران نزدیک نشوند. ایران مرکز و پایگاه جریان فکری تشیع است و به همین جهت هم دوحه به دنبال فاصله گذاری با تهران است. اما در هر صورت استقرار جریان های فکری اهل تسنن در قطر امکان ایجاد جریان های تاثیرگذار گفتگویی میان مذاهب سنی و شیعه را فراهم خواهد کرد و ما باید از این فرصت استقبال کنیم.

این دیدگاه وجود دارد که حمله تروریستی در تهران با چراغ سبز سعودی ها انجام شده است و این امر بدان جهت به وقوع پیوسته است که عربستان، ایران را بانی تیرگی روابط خود با قطر می داند.

معتقدم ما باید سعودی ها را انسان های زیرکی بدانیم اگر و تنها اگر آنها تشخیص داده باشند که بسترسازی برای تشکیل جریان های فکری در منطقه به ضرر آنهاست. اگر قطری ها بتوانند کشورشان را به عنوان پایگاه فکری اهل تسنن در منطقه و جهان مطرح کنند آن وقت خواهند توانست پایگاه های شیخوخیت عربستان را متزلزل سازند. به عبارت دیگر اهل تسنن به دنبال هژمونی فکری در منطقه است و در صورت بسترسازی قطر برای گفتمان سازی، شیخوخیت سعودی ها در منطقه زیر سوال می رود. با اهتمام به این بینش است که می توانیم بگوییم عربستان خشم خود را در درگیری منطقه ای قطر با فجایع تهران نشان داده این در حالی است که حرکت در راستای اندیشه سازی با ترور متوقف نمی شود.

یعنی باید بپذیریم که عربستان در پشت پرده حمله های تهران قرار دارد؟

شواهد حاکی از پذیرش این حمله از سوی داعش است و مجددا شواهدی نیز بر حمایت های مالی عربستان از داعش حکایت دارد.

به امکان مقابله جریان های فکری مورد حمایت قطر با شیخوخیت عربستان اشاره کردید. اما بحث گفتمان سازی در گذشته و در مصر نیز وجود داشته است چرا سعودی ها در برابر آن واکنشی نشان ندادند.

درست است اما مصر رسانه و پول هم نداشت چون نفت نداشت و صداهای برآمده از این جریان های فکری آنطور که باید و شاید به گوش جهانیان نرسید. قطر امروز با برخورداری از شبکه الجزیره و ثروت هنگفت نفت و گاز هژمونی رسانه ای در منطقه و جهان دارد اما آیا این امر در مورد شبکه های خبری و یا خبرگزاری مصر صادق است؟ بنابراین اگر دولت قطر به این نتیجه رسیده باشد که ضعف اهل سنت عدم پردازش تئوری های متعدد تاثیرگذار درون آن است می تواند از ابزار های رسانه ای خود برای جریان گفتمان سازی استفاده کند.

اما در حال حاضر تقریبا تمامی جهان عرب در برابر قطر قرار گرفته اند.

به هر حال قطر هدف بلندمدتی را انتخاب کرده و ممکن است در دستیابی به آن با مشکلاتی هم مواجه شود اما این مشکلات هیچگاه منجر به انزوای منطقه ای و جهانی قطر نخواهد شد. کشوری با صادرات ۸۰ میلیارد دلاری و واردات ۴۰ میلیارد دلاری و طراز تجاری مثبت هیچگاه منزوی نمی شود. این کشور برپایه یک سری اتهامات بی پایه و اساس متهم به حمایت از تروریسم شده است این در حالی است که براساس اسناد موجود این سعودی ها هستند که از تروریسم حمایت می کنند. تروریسم بازی است که همه علیه یکدیگر استفاده می کنند. قالی نخ نمایی که به واسطه آن نمی توان هیچ کشوری را بدون «جامعیت» در انزوا قرار داد.

بنابراین قطر کوتاه نخواهد آمد.

اگر بخواهد به جریان سازی بپردازد خیر کوتاه نخواهد آمد. اتفاقا تجربه شکل گیری شبکه الجزیره ثابت کرده است که این پایمردی های با نتایج شگرفی برای قطر همراه خواهد شد.

منافعی که از این رهآورد نصیب ایران می شود چیست؟

ایجاد یک پایگاه گفتمان ساز سنی به نفع ایران هم هست. اگر آنسوی میز مذاکرات و در میان اهل تسنن هم عقلانیتی وجود داشته باشد موجودیت گروه هایی چون القاعده و داعش که نشات گرفته از دیدگاه های سلفی گرایانه و وهابی هستند هم به خطر خواهد افتاد.

کشورهای فرامنطقه ای این اجازه را به قطر می دهند؟ به هر حال حضور کشورهایی چون آمریکا در منطقه به بهانه مبارزه با گروه های تروریستی است و با گفتمان سازی این گروه ها دیگر موجودیتی نخواهند داشت.

آنها تلاش خواهند کرد که از به نتیجه رسیدن تلاش های قطر جلوگیری کنند. اما آیا آمریکایی ها می توانند به تمام خواسته هایشان دست پیدا کنند؟ خیر اینطور نیست. برای هیچ دولتی در عرصه سیاست این ممکن نیست که به همه خواسته هایش برسد. قطعا آمریکاییها تلاش خواهند کرد که دوگانه گفتمان سازی شیعه و سنی در منطقه شکل نگیرد اما گمان نمی کنم بتوانند راهی از پیش برند. قطری ها نیک می دانند می توان با پول سلاح و مستشار خرید اما آیا می توان با پول «تفکر» ساخت؟ با پول می توان بسترهای مورد نیاز برای گفتمان سازی را فراهم کرد اما نمی توان فکر خرید. برهمین اساس هم معتقدم اگر قطری ها بتوانند استقلال فکری خود را در منطقه حفظ کرده و از این فشارها عبور کنند کمک شایان توجهی در راستای تشکیل جریان ها و نحله های فکری رقیب اهل تسنن در مقابل سلفی گری انجام خواهند داد.

سیاست ایران در این میان چگونه باید باشد؟

ایران هم معتقد است که داعش فرزند خلف سنی ها نیست. اهل تسنن برادران دینی ما هستند و می توان با آنها گفت و گو کرد. در همین کشور بیشترین رای به آقای روحانی از جانب استان های سنی مذهب داده شده است. به همین جهت معتقدم ایران از تشکیل نحله های فکری اهل سنت و زدودن سایه شوم شیخوخیت سعودی ها استقبال می کند.

ایران چگونه می تواند در مقابل عربستان دست بالا را در تحولات منطقه ای داشته باشد؟

باید سیاستی را در پیش گیرد که به گفتمان های رقیب منطقه ای دامن زده شود.

حضور مستشاری اش در کشورهای دیگر را به چه صورت ادامه دهد؟

حضور ایران در خارج از مرزهایش یک حضور پیشگیرانه است. این حضور سالها با موفقیت همراه بوده و فجایع تروریستی تهران نیز پس از سالها به وقوع پیوسته است. به وضعیت کشورهای همسایه و اطراف ایران بنگرید. ما دقیقا در میانه جهنم هستیم اما در همین میانه به سلامت مانده ایم. برهمین اساس هم معتقدم که حضور مستشاری ایران در کشورهای هدف از این پس نیز باید ادامه داشته باشد هر چند که این اقدام هم به تنهایی کافی نیست و باید همزمان از مقوله و مولفه گفت و گو نیز حمایت کنیم تا قیمومیت عربستان در جامعه اهل سنت زدوده شود.

این را باید دولت به واسطه سیاست خارجی خود پیگیری کند یا می توان دستگاه های فرهنگی را نیز به میدان آورد و بحث های گفتمان سازی را به آنها سپرد؟

به اعتقاد بنده موضوع گفت و گوی تمدن ها کلید اصلی حل بسیاری از مناقشات منطقه ای و جهانی است. این تفکر که برای نخستین بار از سوی آقای خاتمی مطرح شد تسنن و تشیع را به عنوان دو تمدن بزرگ جهان اسلام به گفت و گو با یکدیگر فرا می خواند. با بسط و گسترش این ایده در داخل کشور، وزارت خارجه نیز می تواند این توانمندی های ملی را در عرصه های منطقه ای و جهانی عرضه کند. امروز سیاست خارجی ما باید به دنبال ایجاد مرزهای گفتمانی در منطقه باشد و از سیاست قطر برای تبدیل شدن به یک قطب گفتمان منطقه ای حمایت کند. ما به عنوان کشور تاثیرگذار در منطقه نباید دیدگاه کوتاه مدتی نسبت به تحولات منطقه ای داشته باشیم.offshore balancing هزینه دارد. اینکه ما مرزهایمان را به خارج از مرزهای حغرافیایی خود منتقل کنیم امری در خور توجه است اما روندی همیشگی نیست.

تا پیش از این مقامات ارشد نظام تاکید داشتند که کشورهای منطقه گرفتار حیله های آمریکایی ها شده اند اما چند روز گذشته آقای روحانی بحث جدیدی را مطرح و گفته اند برخی از کشورهای منطقه آدرس اشتباه به آمریکایی ها ندهند. این موضوع می تواند ناشی از تغییر نگرش تهران نسبت به سیاست های اخیر عربستان باشد؟

به باور ایران سیاست های هر دو سوی این جریان یعنی آمریکا و عربستان بر دیگری تاثیرگذار است. اما به جهت ایجاد تنش های منطقه ای از سوی ریاض ما باید با پایان بخشیدن به شیخوخیت عربستان منطقه را به سوی گفتمان سازی های رقیب پیش بریم. اگر قطر تصمیم به پایه ریزی مرکزیت گفتمانی اهل تسنن دارد ما باید از آن حمایت کنیم. در خلال این گفت و گو بحث الگوگیری دوحه از مکتب فرانکفورت را مطرح کردم. این مکتب که در فرانکفورت به کسب دانش پرداخت در آمریکا شکوفا شد. حضور اندیشمندان جهان عرب در قطر نیز به همین منوال می تواند شکل بگیرد. آنها می توانند تجارب به دست آمده در کشورهای دیگر را در دوحه شکوفا سازند. دیپلماسی عمومی ما در این زمینه می تواند حضور موفقی داشته باشد. پر و بال دادن به قطر برای فراهم آوردن زمینه های گفتمان سازی موضوعی است که باید از سوی مقامات حوزه دیپلماسی عمومی ایران پیگیری شود. شاید دوحه بتواند به مرکز تفکرات افرادی چون «نصرحامد ابوزید» و دیگران تبدیل شود. افرادی که حضور آنها در بحث گفتمان سازی شیعه و سنی عملکرد در خور توجهی خواهند داشت.

درباره‌ی سـلیمی

نویسنده و مترجم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *